را پىريزى كرد .
وقتى مسلمانان به سمت شهر طليطله حركت مىكنند كه آن را تصرف نمايند ، سلطان طليطله فرار مىكند . زنِ سلطانِ طليطله جلوِ فرماندهء لشكر اسلامى مىآيد و مىگويد :
سلطانْ فرار كرد . اكنون سلطان يا لشكريانش هيچ كدام در قصر يا در شهر باقى نماندهاند .
من هم يك زن هستم و قصد جنگيدن با شما را ندارم .
فرماندهء لشكر اسلام به نيروهايش دستورِ بازگشت مىدهد و مىگويد : چگونه به قصر و شهرى كه صاحبش در آنجا نيست ، وارد شويم و موجب ترسيدنِ زن و بچهاش شويم ؟
اين مطلب در تاريخ اسپانيا ثبت شده است .
در همان قصر نيز بر سنگنوشتهاى كه بر ديوار نصب گرديده ، نوشته شده است كه : روزى لشكر اسلام به اين قصر حمله كرد . سلطان طليطله فرار كرد . زنِ وى به فرماندهء لشكريانِ اسلام گفت كه شوهر من فرار كرده است و در قصر فقط من باقى ماندهام . لشكريان اسلام نيز دست از جنگ برداشتند و گفتند ما نيامدهايم كه با يك زن بجنگيم .
هر روز تعداد زيادى توريست به آن قصر مىروند ، آن سنگنوشته را مىخوانند و از اين طريق با اخلاق اسلامى آشنا مىشوند .
اين ، تنها گوشهاى از تاريخ تمدن و عظمتِ اسلامى است . اسلام چنين دينى بوده و چنين عزتى را به مسلمانان داده است . تاريخ اسلام ، سرشار از اين افتخارات است .
چرا ما امروز ، وضعيتى پيدا كردهايم كه كشور آذربايجان و مصر و الجزاير همگى براى نجات خودشان دستِ كمك به سوى آمريكا كه بزرگترين جنايتكار جنگىِ خونآشام در كشورهاى اسلامى است ، دراز كردهاند ؟ ! چرا مبارك و ابوالفضل علىاف و ديگران از آمريكا كمك مىخواهند ؟
آمريكا هم نشان داده است كه چگونه كمك مىكند . همان گونه كه در سومالى ، كويت و خليج فارس كمك كرد . هم پول و ارز را مىگيرد و هم نفت را مىبَرَد و مناطق استراتژيك را تصرف مىكند . كشور را تحت سلطهء خود در مىآوَرَد . بر همه آقايى مىكند و به ريشِ همه مىخندد !
اين راه حلّ آمريكايى است . خودش جنگ را به راه مىاندازد . وحشت و ناامنى ايجاد مىكند و چون اكنون در دنيا ابرقدرتِ منحصر به فرد است ، طرفهاى درگير هم مجبورند از خودش استمداد كنند .
ما مسلمانان بايد به خود آييم و بدانيم كه :
« وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهودُ وَ لَا النَّصارى حَتّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ » « 1 »
[ يهود و نصارا از تو خوشنود نمىشوند ، تا به آيينشان گردن نهى . ]
خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد : اين را بدان كه يهود و نصارا راضى نمىشوند كه تو پيامبرِ مستقلّى باشى ، مسلمان باشى و قبله و راهِ ديگرى داشته باشى ، مگر اينكه از دينِ خود دست بردارى و تابع دينِ آنها شوى .
اندلس پانصد سال ، يك كشور مسلمان بود و اسلام بر آن حكومت مىكرد ؛ اما امروز تعداد مسلمانان از بيست و پنج هزار نفر هم كمتر است . پس مسلمانان چه شدند ؟ مسيحيان آنها را كشتند . غارت كردند و عدهاى را هم از كشور بيرون كردند . به طورى كه از آن كشور اسلامىِ به آن بزرگى تنها در حدود بيست و پنج هزار نفر باقى مانده است .
قرآن شريف مىفرمايد :
« قُلْ انَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى » « 2 »
[ بگو : هدايت ، هدايتى است كه از جانبِ خدا باشد . ]
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 120 .
( 2 ) - همان .