اين درست نيست كه ما تنها به فكر خودمان باشيم و خانههاى دو طبقهمان را سه طبقه و سه طبقهمان را هفت طبقه كنيم . در كشورى كه بار سنگين مشكلات را بر دوش دارد و تنها با يك زلزله ، بيست تا سى هزار كشته و زخمى مىدهد ، هيچ كس نمىتواند دست روى دست بگذارد و در مقابل مشكلات ديگران بىتفاوت باشد . همهء ما بايد به كمك آسيب ديدگانِ اين حادثه بشتابيم .
بر اساس اطلاعات و اخبار مناطق زلزلهزده ، برداشتِ من اين است كه فعلًا زلزلهزدگان به كمكهاى اوليه و ضرورى مانند مواد غذايى ، پتو ، كُلمن و غيره نياز دارند تا از گرسنگى نميرند .
هر كس كه به نوعى توان و امكاناتى دارد ، مانند مساجد ، پزشكان ، پرستاران ، افراد ثروتمند و افرادى كه مورد احترام هستند ، همگى بايد احساس وظيفه كنند و با تمام امكانات و آبرويشان در امر كمكرسانى شركت كنند .
همهء ما از اين حادثهء دردناك ، غمگين و ناراحتيم . انشاءالله تا آنجا كه مىتوانيم بايد به نهادهايى كه به زلزلهزدگان يارى مىرسانند ، كمك كنيم . حتى اگر نمىتوانيم در سطح بالا كمك كنيم ، نبايد از انجام وظيفه و كمكهاى اندكِ خودمان دريغ ورزيم . ( تكبير نمازگزاران )
اين زلزله ، يك بلاى عمومى است كه بر ما نازل شده است . هيچ كس نبايد به اميد ديگران بنشيند و بگويد : ديگران به وظايف خودشان عمل خواهند كرد . اگر امكانات و نيروهاى امدادى ، كم باشد ، آسيبهاى ما از اين حادثه بيشتر مىشود .
مصيبت ديگرى كه به ناچار بايد از آن ياد كنم ، حادثهء دردناك هفتم تير است .
دشمنان اسلام در آن حادثهء دردآور ، ضربهء مهلكى به انقلاب ما وارد كردند . در آن حادثه ، هفتاد و دو نفر از بهترين افرادِ ما به شهادت رسيدند .
هر كدام از شهداى هفتم تير ماه ، مىتوانست ياور و نيرويى قوى براى انقلاب باشد . در اين حادثه ، افرادى مانند شهيد مظلوم دكتر بهشتى رحمه الله به شهادت رسيدند .
من مرحوم شهيد بهشتى را به خوبى مىشناختم . از اولين روزهايى كه به قم آمدند ، با ايشان آشنا شدم و اين آشنايى و دوستى ما در تمام مراحل زندگى ايشان در قم ، هامبورگ و تهران ادامه يافت .
شايد كمتر روزى بود كه من شهيد بهشتى را نبينم و حد اقل روزى دو سه ساعت با هم نباشيم . استعداد ، قدرت فكرى ، خلوص نيت ، عشقِ او به انقلاب ، درايت ، دورانديشى و خدمات او بسيار كم نظير بود . همان گونه كه حضرت امام رحمه الله در بارهء شهيد بهشتى فرمودند ، او به تنهايى يك امت بود .
شهيد بهشتى را به راحتى از ما گرفتند .
او و يارانش كه در آن حادثه همراه او بودند ، هر كدامشان فردى بسيار پر ارزش و ارزنده بودند . در آن روزهاى سختِ اول انقلاب ، بار انقلاب را به دوش كشيدند ولى از ثمرات پيروزىهاى انقلاب ، هيچ بهرهاى نبردند .
دردِ از دست دادن بهشتى ، دردى نيست كه امت ما به اين زودىها آن را فراموش كند بلكه اين درد ، اصلًا فراموش شدنى نيست .
همچنان كه خدمات و آثارى هم كه از شهيد بهشتى بر جاى مانده ، تمام شدنى نيست .
هنوز انقلاب ما از بركات فكر و اقدامات او بهره مىبَرَد . انشاءالله خداوند او و همهء شهداى هفتم تير ماه را غريق رحمت بفرمايد .
مصيبت ديگر اين هفته ، سالروز فاجعهء خونين مكه است . آن فاجعهء دردناك ، آن ظلم و ستم بزرگ ، نه تنها بازماندگان حجّاج شهيدِ آن حادثه ، بلكه همهء ملت ايران ، بلكه همهء مستضعفان جهان و علاقهمندان به اسلام را عزادار ساخت .
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 565
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٥٦٥