تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
تأكيد ورزيده است ، رعايت كنيم . در جلسهء قبل كه در نماز جمعه خدمتِ شما رسيدم ، به يكى از آن اصول ، اشاره كردم . آن اصل ، اين بود كه ما اگر مىخواهيم كشورمان را بازسازى كنيم ، بايد از رفاه‌طلبى ، عافيت‌طلبى ، اسراف ، تبذير و هواپرستى دورى كنيم و بر كار و تلاشمان بيفزاييم . اگر مردمِ يك كشور بخواهند روز به روز بر رفاه‌طلبى ، ثروت پرستى و بيكارىِ خود بيفزايند ، آن كشور هرگز بازسازى نخواهد شد . براى بازسازى كشور ، ما بايد تعطيلات را كم كنيم و كار و تلاشمان را افزايش دهيم . بايد اسراف را حرام بدانيم و قناعت ، پيشه كنيم . بايد سختىها را تحمل كنيم تا بتوانيم مشكلات را بر طرف نماييم . اصل ديگرى كه خداوند در قرآن اهميتِ بسيارى به آن داده ، اصل حرمتِ تمايل و اعتماد به ستمگران است . من چهار آيه از آياتى را كه مربوط به اين اصل است ، در اينجا يادداشت كرده‌ام و براى شما تلاوت مىكنم . خداوند در قرآن مىفرمايد : « وَ لا تَرْكَنُوا الَى الَّذينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ اوْلِياءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ » « 1 » [ به ستمكاران ميل مكنيد كه آتش بسوزاندتان . شما را جز خدا هيچ دوستى نيست و كس يارىتان نكند . ] خطابِ اين آيهء شريفه ، مطلق است . به همين دليل ، شاملِ پيامبر صلى الله عليه و آله ، امام ، صحابه ، ياران پيامبران عليهم السلام و همهء امت اسلامى مىشود . كلمهء « رُكون » نيز از نظر لغوى به معناى ميل و اعتماد است . بنا بر اين ، پيام اين آيهء شريفه چنين است : مبادا به كسانى كه در گذشته به شما ستم و اجحاف نمودند ، تمايل و اعتماد كنيد . اگر گوشهء نظر و چشم اميدى به آنها بيندازيد ، آتشِ عذاب خداوند ، شما را فرا خواهد گرفت و شما جز خداوند كسى را نداريد كه دستِ شما را بگيرد و به شما كمك كند . اگر به ستمگرانْ تمايل و اعتماد كنيد ، به شما كمك و مساعدت نخواهد شد . در آيهء ديگرى خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد : « وَ لَوْلا انْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ الَيْهِمْ شَيْئاً قَليلًا » « 2 » [ اگر نه آن بود كه پايدارىات داده بوديم ، نزديك بود كه اندكى به آنان ميل كنى . ] خداوند در اين آيهء شريفه ، تنها پيامبر صلى الله عليه و آله را مخاطب قرار داده است . خداوند در بعضى از آيات قرآن ، تنها پيامبر صلى الله عليه و آله را مخاطب قرار داده و با شديدترين لحن با او سخن گفته تا ديگران حسابِ كار خودشان را بكنند . در اين آيهء شريفه ، خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد : من بودم كه دستِ تو را گرفتم . اگر يارى و كمكِ من نبود ، نزديك بود كه در شما اميد بسيار كوچكى پديد آيد كه از بيگانگان و دشمنان ، خيرى به شما برسد ؛ اما من دستِ تو را گرفتم و نگذاشتم اين لغزشِ گمراهانه در تو به وجود آيد . حال اگر پيامبر صلى الله عليه و آله آن لغزش را مرتكب شده بود و آن تمايلِ بسيار كوچك و اميد به خيرِ بيگانگان در ايشان متحقق شده بود ، چه اتفاقى صورت مىگرفت ؟ خداوند در آيهء شريفهء بَعد ، به اين سؤال پاسخ مىفرمايد . خوب به اين پاسخ دقت كنيد ؛ زيرا خداوند با اين پاسخ ، تكليفِ ما را هم روشن كرده است . خداى متعال در آيهء بعد مىفرمايد : « اذاً لَاذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصيراً » « 3 » [ آنگاه تو را دو چندان در دنيا و دو چندان در آخرت عذاب مىكرديم و براى خود در
هامش
( 1 ) - همان . ( 2 ) - سورهء اسراء ( 17 ) ، آيهء 74 . ( 3 ) - همان ، آيهء 75 .