تأكيد ورزيده است ، رعايت كنيم .
در جلسهء قبل كه در نماز جمعه خدمتِ شما رسيدم ، به يكى از آن اصول ، اشاره كردم .
آن اصل ، اين بود كه ما اگر مىخواهيم كشورمان را بازسازى كنيم ، بايد از رفاهطلبى ، عافيتطلبى ، اسراف ، تبذير و هواپرستى دورى كنيم و بر كار و تلاشمان بيفزاييم .
اگر مردمِ يك كشور بخواهند روز به روز بر رفاهطلبى ، ثروت پرستى و بيكارىِ خود بيفزايند ، آن كشور هرگز بازسازى نخواهد شد . براى بازسازى كشور ، ما بايد تعطيلات را كم كنيم و كار و تلاشمان را افزايش دهيم . بايد اسراف را حرام بدانيم و قناعت ، پيشه كنيم . بايد سختىها را تحمل كنيم تا بتوانيم مشكلات را بر طرف نماييم .
اصل ديگرى كه خداوند در قرآن اهميتِ بسيارى به آن داده ، اصل حرمتِ تمايل و اعتماد به ستمگران است . من چهار آيه از آياتى را كه مربوط به اين اصل است ، در اينجا يادداشت كردهام و براى شما تلاوت مىكنم .
خداوند در قرآن مىفرمايد :
« وَ لا تَرْكَنُوا الَى الَّذينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ اوْلِياءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ » « 1 »
[ به ستمكاران ميل مكنيد كه آتش بسوزاندتان . شما را جز خدا هيچ دوستى نيست و كس يارىتان نكند . ]
خطابِ اين آيهء شريفه ، مطلق است .
به همين دليل ، شاملِ پيامبر صلى الله عليه و آله ، امام ، صحابه ، ياران پيامبران عليهم السلام و همهء امت اسلامى مىشود . كلمهء « رُكون » نيز از نظر لغوى به معناى ميل و اعتماد است . بنا بر اين ، پيام اين آيهء شريفه چنين است : مبادا به كسانى كه در گذشته به شما ستم و اجحاف نمودند ، تمايل و اعتماد كنيد . اگر گوشهء نظر و چشم اميدى به آنها بيندازيد ، آتشِ عذاب خداوند ، شما را فرا خواهد گرفت و شما جز خداوند كسى را نداريد كه دستِ شما را بگيرد و به شما كمك كند .
اگر به ستمگرانْ تمايل و اعتماد كنيد ، به شما كمك و مساعدت نخواهد شد . در آيهء ديگرى خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد :
« وَ لَوْلا انْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ الَيْهِمْ شَيْئاً قَليلًا » « 2 »
[ اگر نه آن بود كه پايدارىات داده بوديم ، نزديك بود كه اندكى به آنان ميل كنى . ]
خداوند در اين آيهء شريفه ، تنها پيامبر صلى الله عليه و آله را مخاطب قرار داده است . خداوند در بعضى از آيات قرآن ، تنها پيامبر صلى الله عليه و آله را مخاطب قرار داده و با شديدترين لحن با او سخن گفته تا ديگران حسابِ كار خودشان را بكنند .
در اين آيهء شريفه ، خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد : من بودم كه دستِ تو را گرفتم .
اگر يارى و كمكِ من نبود ، نزديك بود كه در شما اميد بسيار كوچكى پديد آيد كه از بيگانگان و دشمنان ، خيرى به شما برسد ؛ اما من دستِ تو را گرفتم و نگذاشتم اين لغزشِ گمراهانه در تو به وجود آيد .
حال اگر پيامبر صلى الله عليه و آله آن لغزش را مرتكب شده بود و آن تمايلِ بسيار كوچك و اميد به خيرِ بيگانگان در ايشان متحقق شده بود ، چه اتفاقى صورت مىگرفت ؟ خداوند در آيهء شريفهء بَعد ، به اين سؤال پاسخ مىفرمايد .
خوب به اين پاسخ دقت كنيد ؛ زيرا خداوند با اين پاسخ ، تكليفِ ما را هم روشن كرده است .
خداى متعال در آيهء بعد مىفرمايد :
« اذاً لَاذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصيراً » « 3 »
[ آنگاه تو را دو چندان در دنيا و دو چندان در آخرت عذاب مىكرديم و براى خود در
هامش
( 1 ) - همان .
( 2 ) - سورهء اسراء ( 17 ) ، آيهء 74 .
( 3 ) - همان ، آيهء 75 .