تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
جذب شده و انقلابْ به فضل پروردگار صادر شده است . ( تكبير نمازگزاران ) به عنوان نمونه ، قوهء قضائيه را در نظر بگيريد . يك مثال واقعى براى شما ذكر مىكنم . در يكى از روستاهاى شهرستان سبزوار ، چند نفر از اشرار تصميم گرفتند كه به جانِ هم بيفتند و منطقه را به آشوب و آتش بكشند . اين دوگروه با تصميمِ قبلى ، وابستگان خود را از تهران و شهرهاى ديگر جمع‌آورى كردند . نارنجك و انواع سلاح‌هاى گرم را جمع‌آورى نمودند و در يك نيمه شب ، حدود چهارصد تا پانصد نفر به جانِ هم افتادند . يكى از آنها ، ضامن نارنجكش را كشيد و خواست نارنجكش را به طرفِ جمعيتِ مقابل پرتاب كند ولى نارنجك در دست خودش منفجر شد و آن شخص كشته شد . يكى از آنها زنِ حامله‌اى را با تير زد . همين طور به جان هم افتادند و منطقه را به خون و آتش كشيدند . اين حادثه چند روز پيش از اين ، در سبزوار اتفاق افتاده است . در اين حادثه ، عده‌اى قاچاقچىِ مسلح به جانِ هم افتادند و با يك كشتار دسته‌جمعى منطقه را به آشوب كشيدند . اگر ما مىخواستيم اين حادثه را با روال معمولىِ سيستم قضائى پيگيرى كنيم ، چه مدت طول مىكشيد ؟ با روال معمولىِ سيستم قضائى ، چگونه بايد به اين قضيه رسيدگى شود ؟ در ابتدا بايد نيروهاى ژاندارمرى به ميدان بيايند و مشغول جمع‌آورى مدارك شوند . پس از يكى دو هفته كه كارشان را انجام دادند ، بايد پرونده را به بازپرس بدهند . اگر بازپرس ، خودش در صحنه حاضر نشده باشد ، قاضىِ تحقيق بايد دنبال تحقيق برود . بعد بيايد قرار صادر كند و قرار را به دادستان بگويد . دادستان يا با قرار ، موافقت مىكند و يا مخالفت مىكند . اگر دادستان با قرار ، مخالفت كرد ، بايد قرار به محكمه برود . محكمه يا قرار را مىشكند و يا آن را تأييد مىكند . بعد از آن ، رسيدگى به پرونده ادامه مىيابد . رسيدگى به پرونده ممكن است دو يا سه يا چهار ماه طول بكشد . در اين مدت ، مدارك را جمع‌آورى مىكنند و به كيفرىِ خاص داده مىشود . سپس كيفرىِ خاص ، پرونده را به محكمه مىدهد و محاكمه شروع مىشود . آن طرفى كه مىداند حكمْ عليه او صادر خواهد شد ، از راه‌هايى كه بلدند ، كارى مىكنند كه دادگاه به تأخير بيفتد . اين پرونده يك سال در دادگاه معطل مىشود تا قاضىِ محكمه اظهار نظر كند . بعد از اظهار نظرِ قاضى محكمه ، پرونده بايد به ديوان عالى كشور برود . ممكن است ديوان عالى كشور حكم را نقض كند . پرونده به قاضى اول ، برگردانده مىشود . اگر قاضى ، تسليم نقضِ حكم از سوى ديوان عالى كشور نشود ، پرونده را به رئيس دادگسترى مىدهد . رئيس دادگسترى پرونده را به محكمهء ديگرى كه هم‌رديفِ محكمهء اول باشد ، مىدهد . اگر قاضىِ آن محكمه هم نقضِ حكم از سوى ديوان عالى كشور را نپذيرفت ، پرونده به ديوان عالى كشور باز گردانده مىشود . ديوان عالى كشور دوباره پرونده را بررسى مىكند و آن را به يكى از شعبه‌ها ارجاع مىدهد . آن شعبه وارد ماهيتِ قضيه مىشود و بعد حكم مىدهد . حكم به دايرهء فنى مىرود . سپس حكم از دايرهء فنى به شوراى عالى قضائى مىرود تا تنفيذ شود . بَعد ، اين پرونده بايد برگردد تا رفعِ نقص شود . اگر من بخواهم روال گردش كارِ يك پرونده در سيستم قضائى را نقل كنم ، در وسطِ كار ، همهء شما از آن خسته مىشويد .