صبر يك معناى وسيع و گستردهاى دارد ؛ چنان كه رسول گرامى اسلام فرمودهاند :
« الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ : صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصيبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِيَةِ . » « 1 »
صبر بر سه گونه است . مقاومت در مقابل هوسها ، گناهها و زشتكارىها و استقامت در هنگام اطاعت از فرمانهاى خداوند و مقاومت در مقابل مصيبت و بلا .
در قرآن شريف در بعضى موارد از اين مفهوم به « صبر » و در برخى موارد ديگر ، از آن به « استقامت » تعبير شده است . خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد :
« . . . اسْتَقِمْ كَما امِرْتَ » « 2 »
[ . . . چنان كه فرمان يافتهاى ، پايدارى ورز . ]
همچنين خداوند متعال مىفرمايد :
« انَّ الّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ الَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ ابْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتى كُنْتُمْ تُوعَدُونَ » « 3 »
[ بر آنان كه گفتند : پروردگار ما اللّه است و پايدارى ورزيدند ، فرشتگان فرود آيند كه مترسيد و غمگين مباشيد ، شما را به بهشتى كه وعده داده شده ، بشارت است . ]
همچنان كه ديديم ، اسلام اهميت بسيار فراوانى براى شكيبايى و صبر قائل است .
ما بايد نام اين مرحله از انقلابمان را مرحلهء مقاومت ، استقامت و تحمّل بناميم . البته انقلاب از اوّل تا آخر ، نياز به استقامت دارد .
مگر مىشود انقلابى به وقوع بپيوندد و به پيروزى برسد اما مردم ، استقامت يا مقاومت نداشته باشند ؟
نه تنها اكنون ، بلكه تا ده بيست سالِ آينده ، سالهاى ما ، سال مقاومت و استقامت است .
هيچ ترديدى در اين مطلب نيست . اما اكنون كه نُه سال از پيروزى انقلاب را پشتِ سر گذاشتهايم و در آستانهء سال دهم قرار داريم ، شرايط اجتماعى به گونهاى است كه ما نياز بيشترى به صبر و استقامت داريم .
در اوايل انقلاب ، دنيا شما را نشناخته بود .
راه و رسم و معيار و رهبر انقلاب و خواستهها و ارزشهاى آرمانىِ شما ، براى دنيا ناشناخته بود . دشمنان ما ، انقلاب اسلامى و مردم انقلابى ايران را نشناخته بودند و به عظمت و عمقِ انقلاب پى نبرده بودند .
آنها فكر مىكردند مردم انقلابى ايران ، شبيه همانهايى هستند كه استعمارگرانْ پنجاه سال ، صد سال و بلكه صد و پنجاه سال رويشان كار كردهاند و آنها را شستشوى مغزى دادهاند و فرهنگ غربى را به آنها تحميل كردهاند و مطابق عقيدهء غربىها تربيتشان كردهاند .
در اوايل انقلاب ، دشمنان انقلاب ، فرهنگ و روحيهء انقلابى مردمِ ما را نشناخته بودند و فكر مىكردند فرهنگ مردم انقلابى ايران نيز مانند غربزدههاى دوستِ آنها است . غربزدههايى كه امروز ، ايران برايشان محيطِ قابل زيست نيست .
اين غربزدهها ، پس از انقلاب ، به صورتِ قاچاق و غير قاچاق از مرزهاى ايران خارج شدند و به خارج رفتند . اينها در خارج از كشور ، در هتلها و رستورانها ، نوكرى ، مزدورى ، رختشويى ، و امثال اين كارها را انجام مىدهند و در آنجا با فلاكت ، بدبختى و رسوايى زندگى مىكنند . با اين حال ، آن رسوايى را به آمدن به ايران ترجيح مىدهند .
برخى از اين افراد هنوز در ايران باقى ماندهاند . آنها هم هر وقت فرصت پيدا كنند از ايران بيرون مىروند .
دشمنان ما ، ايرانيانِ غربزده و هم پيالهء خود را ديده بودند و فكر مىكردند همهء ملّتِ ايران مثل همين افراد هستند . بنا بر اين با خود
هامش
( 1 ) - همان ، ص 145 .
( 2 ) - سورهء شورى ( 42 ) ، آيهء 15 .
( 3 ) - سورهء فُصّلت ( 41 ) ، آيهء 30 .