عرض مىكنم : آيا شما مىپسنديد كه بىقانونى در جامعه حكمفرما باشد ؟
عدم حاكميّت قانون ، موجب اعتراض مردم مىشود ، سطح نارضايتى را بالا مىبرد و ناراضى مىتراشد . بىقانونى و بىنظمى ، حتى به طور ناخودآگاه نيز مردم را ناراضى مىكند و آنها را نسبت به انقلاب بى تفاوت مىكند .
در عين حال ، من اين را خدمت شما عرض مىكنم كه ممكن بود امروز هرج و مرج در جامعه ، بسيار بيش از اين باشد ، كه به حمد الله نيست . اين را با استناد به آمار و ارقام ، خدمت شما عرض مىكنم كه پس از پيروزى انقلاب ، انواع بسيارى از جنايات ، كاهش يافتهاند .
البته بسيار طبيعى است كه به عنوان مثال ، وقتى نوشيدن مشروب الكلى در اين مملكت ممنوع شد و كاهش يافت ، بسيارى از جنايات كه در نتيجهء مستى به وقوع مىپيوستند ، از بين رفتند .
اما با كمال تأسف ، هنوز تلاشهاى ما در جهت تأمين امنيت قضائى به نتيجهء نهايى نرسيده است . اميدوارم با همكارىها و همفكرىهاى بيشترِ خواهران و برادران گرامى ، اين مشكلِ جامعهء ما نيز به زودى حل شود .
يكى از موضوعاتى كه مطرح مىشود ، شايعهء وجود شكنجه در كشور است .
بعضىها به من حمله كردند و گفتند : چرا از اين موضوع به عنوان شايعه ، تعبير مىكنى ؟
چرا نمىگويى : شكنجه . حتماً با اين گونه تعبير آوردن ، مىخواهى وجود شكنجه را تكذيب و انكار كنى .
من صلاح را در اين ديدم كه در رسانههاى گروهى با اين افراد رو در رو قرار نگيرم ؛ اما در پاسخ به آنها گفتم : برادران ! از هر قاضى و وكيل و حقوقدانى كه مىخواهيد ، سؤال كنيد : تا هنگامى كه يك اتهام در محاكم اثبات نشده است ، آيا مىتوان متهم را مجرم ناميد ؟ آيا تا هنگامى كه درستىِ يك شايعه اثبات نشده است ، مىتوان از آن به عنوان يك واقعيتِ ثابت شده ، سخن گفت ؟
آيا كسى كه از متهم به عنوان مجرم تعبير كند ، خودش مجرم و قابل تعقيب نيست ؟
طبق گزارشى كه به من داده شده است ، گروهى كه براى بررسى شايعهء وجود شكنجه تعيين شدهاند ، كارشان در حال تمام شدن است . حضرت امام به آنها دستور داده است كه اين موضوع را دقيقاً بررسى كنند ؛ آنها هم قول مساعد دادهاند . شما مردم هم هر گونه اطلاعى كه در مورد وجود شكنجه داريد ، به آنها بدهيد تا آنها بتوانند با دقت بيشتر ، اين موضوع را بررسى كنند .
من از اعضاى گروه بررسى وجود شكنجه در مورد نتيجهء تحقيقاتشان پرسش نمودم .
گفتند : ما قول دادهايم كه اول نتيجهء تحقيقات را خدمت حضرت امام عرض كنيم و سپس همه را در جريان بگذاريم . من هم چون جزو همه بودم ، آنها همهء نتايج تحقيقاتشان را به اطلاع من نرسانيدند .
اكنون من دو مورد از موارد تحت بررسى را براى شما نقل مىكنم . هدفم از نقل اين دو مورد ، اين نيست كه به طور قطع و يقين وجود شكنجه را انكار كنم ؛ بلكه تنها مىخواهم بگويم كه در مورد وجود شكنجه ، دروغها و تبليغاتِ دروغينى هم وجود دارد .
فردى به دفتر حضرت امام ، دفتر بنده ، دفتر رئيس جمهور و ساير مسئولان كشور ، نامه نوشته و ادعا نموده كه مرا شكنجه داده و پايم را بريدهاند . دفتر حضرت امام ، شوراى عالى قضائى ، مجلس شوراى اسلامى و ديگران تماس گرفتند و تأكيد نمودند كه در مورد اين شاكى ، دادخواهى شود .
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 7
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٧