تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
آتشِ انقلاب فروكش كند و خاموش شود تا او نَفَس راحتى بكشد ؛ اما اكنون دشمن ، عكسِ آن را مىبيند . اما دوست ؛ او پيش از اين حركت ، با چشم و فكر و انديشه‌اش به طور مرتبْ حوادث انقلاب را دنبال مىكرد و بر آن سلام و درود مىفرستاد . اكنون حركتِ راهيان كربلا ، روحيهء تازه‌اى به دوستان انقلاب بخشيده است . چند روز پيش ، به مناسبتى خدمت حضرت امام بودم . ايشان در بارهء قضات صحبت مىكردند كه ناگهان بى اختيار لحنِ امام عوض شد و صحبت خود را متوجهِ راهيان كربلا كردند . ( تكبير نمازگزاران ) حضرت امام سخنانى در مورد راهيان كربلا فرمودند كه تقريباً معناى آنها اين بود : ما هر كه و از هر طبقه باشيم - روحانى ، قاضى ، ادارى ، وزير و وكيل - بايد درس اخلاص و آمادگى را از راهيان كربلا بگيريم . اينها با اين شوق و علاقه و عشق و خنده ، به كجا مىروند ؟ اينها به جبهه‌هاى جنگ مىروند . در جبهه‌هاى جنگ ، احتمالِ پيش آمدنِ هر خطرى وجود دارد . همهء ما بايد در اين آمادگى كه آنها پيدا كرده‌اند ، به اندازهء آنها ، همپاى آنها ، همگامِ آنها ، همرنگ و هماهنگ با آنها باشيم . ما هر وقت در صفحهء تلويزيون يا هر جاى ديگر ، عكس و اخبار مربوط به راهيان كربلا را مىبينيم و مىشنويم ، احساس افتخار سراسرِ وجودمان را فرا مىگيرد . ان‌شاءالله خداوند به احترامِ خلوص نيت ، خدمات و فداكارىهاى بزرگى كه اينها انجام داده‌اند و مجد و عظمت را به اسلام برگردانده‌اند ، آنها را در تمام ميدان‌هاى نظامى و سياسى و اقتصادى و ساير ابعاد ، پيروز گردانَد . موضوع بسيار مهم ديگرى كه بايد به آن اشاره كنم ، گراميداشتِ قهرمانىِ قهرمانِ سينا ، مصر و تمام تاريخِ بشريت است . مردى كه حاضر به تحمل سيطرهء دشمنانِ قسم خوردهء اسلام بر كشورهاى اسلامى نيست و به خاطر مجد و شرف اسلام ، به قيمت جان و خون خود ، به سوى آنها آتش مىگشايد . سليمان خاطر با اين اقدام شجاعانهء خود ، اسلام ، انقلابى بودن ، خلوص و صميميتِ خود را به اثبات رسانْد و تاج افتخار بر سر نهاد . بايد همه به وجود او افتخار كنند . اين قهرمان بزرگ را دادگاهى محاكمه نمود كه كلمهء عدالت ، حق ، قضا و قانون ، از چنين دادگاه‌هايى متنفر است و بر آنها لعن و نفرين مىفرستد . اين دادگاه پليد ، قهرمان بزرگ مصر را به جرم كشتنِ مزدوران ، جاسوس‌ها و دشمنان خون‌ريز و آدم‌كشِ وطن و اسلام و قرآن ، به حبس ابد با اعمال شاقّه محكوم كرد . اين قضاوت ، مزدورى ، نوكرى ، تحت تأثير قرار گرفتن و ننگ و رسوايى را به بالاترين حدّ خود رسانيد و يك قهرمان ملى و خادم ملت را كه به قيمتِ خونش با دشمنانِ قسم خوردهء وطنش دست و پنجه نرم كرده بود ، را محكوم نمود . شرفِ قضا از اين قضاوتِ ستمگرانه به دور است . دنيا چه نامى بر اين قضاوت مىگذارد ؟ اگر اين قضاوت ، هيچ ننگى نداشت جز اين كه سفير اسرائيل بگويد « من از اين حكمِ دادگاه راضى هستم » ، همين حرفْ در رسوايى و افتضاحِ اين دادگاه بس بود . دولت مصر كه قاضى و دادستانش اين گونه است ، جلادش چطور است ؟ دولتى كه قاضىِ او اين قدر رسوا و مفتضح است ، سران و مسئولان امور اجرايىاش چگونه هستند ؟ آنگاه ما مىبينيم كه ملت
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 185 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي