شكست مىخوريد و اگر شكست بخوريد ، اسلام شكست مىخورد . شما يك طاغوتى را برداشتيد و به جاى او يك حكومت اسلامى گذاشتيد . شما اين كار را كرديد ، بايد دنبالش باشيد و نگهش داريد . « 1 » انسان يك موجودِ كمال طلب است و به مشيّت پروردگار ، در مسير كمالْ خلق شده است . وسايل ، سرمايهها و ابزارِ رسيدن به كمال هم به شكل استعدادهاى گوناگون در نهاد و روح و مغز او قرار داده شده است .
از آنجا كه انسان يك موجودِ داراى اراده و انتخاب كننده است ، رسيدن اين قوّهها به فعليّت و شكوفا شدنِ اين استعدادها ، رسيدن به كمالات معنوى و روحى و حتى جسمى ، نياز به انديشه و تدبير و تلاش مداوم دارد تا انسان بتواند از اين نعمتهاى خدادادى در مسير صحيح استفاده كند .
جامعههاى بشرى كه از مجموعهء انسانها به وجود مىآيند ، نيز همين حكم را دارند .
جامعههاى بشرى هر قدر از نظر طبيعى داراى امكانات ، ذخاير ، ثروتهاى زيرزمينى ، رو زمينى و موقعيتِ حسّاس منطقهاى باشند ، براى دست يافتن به كمال ، سلامت ، اتحاد ، انسجام ، ترقى و خوشنودى و رضايت مردمْ نياز به تلاشِ فراوان دارند .
ساختن يك جامعهء كاملًا سالم ، بسيار مشكل است و ما اگر بخواهيم بدانيم كه دستيابى به اين هدف ، چقدر مشكل است ، مرورى بر تاريخ و وضع فعلىِ دنيا و جامعههاى بشرى ، به خوبى اين موضوع را به ما نشان مىدهد .
شكستهايى كه براى جوامع گوناگون پيش آمده ، به ما نشان مىدهد كه اين بار چقدر سنگين و چقدر مهم است ، بخصوص اگر جامعهاى در شرايط فعلىِ ما باشد .
اهميت استفاده از فرصتها از يك سو و وضع كنونىِ ما از سوى ديگر ، موجب مىشوند كه ما نياز به تلاش و تدبير بيشترى داشته باشيم . در جامعهء ما در نتيجهء انقلاب ، شرايط اجتماعى دگرگون شده است .
آنچه به دستِ ما رسيده ، يك مشت خرابى ، ويرانى و بىسامانى است . چيزهايى هم كه در آن دوره ، متناسب با آن فرهنگ ، آن جامعه ، آن نظام و آن رژيم بوده ، متناسب با اين نظام و فرهنگِ انقلاب نيست و بايد اصلاح و عوض شود .
افزون بر اينها ، مشكلاتِ ناشى از ضد انقلاب و دشمنىهاى داخلى و خارجى هم وجود دارند . وقتى كه اينها را روى هم در نظر مىگيريم ، مىبينيم كه وظيفهء سنگينى بر دوشِ ماست .
بنا بر اين ، نه تنها سالها و ماهها و هفتهها ، بلكه حتى روزها و ساعتها و دقيقهها و لحظهها را هم نبايد بدون بهرهگيرى از آنها و استفادهء صحيح از آنها از دست بدهيم .
موقعيت آنچنان حساس است كه حتى ممكن است براى يك شخص ، يك لحظهء بدون بهرهگيرى نيز در نزد خداوند ، « ذَنْب لا يُغْفَر » « 2 » باشد و خداوند عذرِ ما را در آن مورد نپذيرد .
برادران عزيز ! خواهران گرامى ! جامعهء ما داراى خيلِ عظيمى از دهقان و روستانشين است . كشور ما چهل و دو ميليون جمعيت دارد .
چهل درصد از جمعيت ما كشاورزند و ما با مشكلات پيچيدهء كشاورزى روبرو هستيم .
تعداد بسيار زيادى كارگر داريم ، با مسائل كارگرىِ مخصوص به خود . دشمنان ما از قبل طمع كردهاند كه كارگران ما را منحرف كنند و از راه به در سازند . اين يك گرفتارىِ بسيار بزرگ است .
هر چند تا كنون ما نتوانستهايم صنعتى شويم ، اما كم و بيش در راه صنعتى شدن هستيم . بنا بر اين ، مجتمعهاى كارگرى و مسائل و مشكلات كارگرى را داريم .
دشمنان ما به كارخانهها چشمِ طمع دوختهاند ؛ اگر غفلت كنيم ، نفوذ مىكنند و مقاصد شومِ خود را انجام مىدهند .
همچنين در بازار و دانشگاه ، مشكلاتى داريم . وقتى كه همهء اين مشكلات را كنار هم مىگذاريم و مىبينيم سال ششم پيروزى انقلاب ماست ، از خود مىپرسيم : تا چه زمانى مىخواهيم همهء اين مشكلات را حل كنيم ؟
اگر فرصتها را از دست بدهيم ، اگر امروز و فردا كنيم ، اگر تسامح و كاهلى كنيم ، اين گِرهْ باز شدنى نيست و اين مشكلاتْ حل نخواهد شد .
اگر ما تابع وظيفهء دينى باشيم ، احساس مسئوليت و احساس وظيفه كنيم ، اگر واقعاً عاشقانه دنبال انجام وظايف برويم ، اگر ادارات ما ، دانشگاه ما ، بازار ما ، دهقان ما و همگان و به طور كلى اگر هر كسى در كارش عشق و انگيزه و همّتش همانند رزمندگان عزيزى باشد كه در سنگرها ، در زير آتش و در كام مرگ مىرزمند ، انشاءالله همهء مشكلات حل خواهد شد .
در جامعهء ما افراد بسيارى هستند كه سرشان را پايين انداختهاند و شبانهروز تلاش مىكنند ؛ فرسوده شدهاند ، اما عشقشان از بين نرفته است .
اين گونه افراد با احساس مسئوليت مذهبى ، تمام كارهايى را كه از عهدهشان بر مىآيد ، با كمال ميل انجام مىدهند .
ما آنها را فراموش نمىكنيم . همچنين احساس مسئوليتِ مردم راجع به مسائل پشت جبهه و نظاير اينها را هم فراموش نمىكنيم ، از مردم تشكر مىكنيم و براى آنها دعا مىنماييم ؛ اما عرض من اين است كه انگيزه و همّت ما در انجام همهء كارها ، اين گونه باشد .
دو چيز ، انقلاب ما را تهديد مىكند .
خدا را گواه مىگيرم كه من از اين دو چيز ، بسيار مىترسم و فكر مىكنم افراد ديگرى هم هستند كه اين دو چيز ، فكر و نظر آنها را مشغول ساخته است .
اولين چيزى كه از آن مىترسم ، از دست دادنِ فرصتها است و دومينِ آن ، از دست دادن نيروها است . اين دو چيز ، بسيار مرا نگران مىكند . اگر در ادارات ،
هامش
( 1 ) - ر . ك : صحيفهء نور ، انتشارات سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى ، ج 19 ، ص 60 - / 64 ( كلام امام خمينى رحمه الله در تاريخ 23 شهريور 1363 ) .
( 2 ) - / ذَنْب لا يُغْفَر : گناه نابخشودنى .