مردم ، خواهان قاطعيت قوهء قضائيه هستم .
در ديدارى خصوصى كه با رؤساى محاكم حقوقى داشتم ، به آنها گفتم :
برادران عزيز ! ما هنوز نتوانستهايم قوهء قضائيه را از زير سؤال بيرون بياوريم . اگر قوهء قضائيه از حق و عدالتْ حمايت نكند و قسط را برقرار نسازد ، وجودش مطلوب نيست .
قوهء قضائيه به بركتِ تلاشهاى برادران عزيز ، متحول شده و در حال انجام وظيفه است ؛ اما هنوز به شرايط آرمانى نرسيده است و اميدوارم كه دستاندركاران قوهء قضائيه بيشتر احساس مسئوليت كنند .
اكنون چند نمونه از قاطعيت قوهء قضائيه را ذكر مىكنم : در اروميه ، مردى به چند زن و دختر تجاوز كرد و آنها را با وضع بسيار زشتى كشت . اين خبر در شهر منتشر شد و مردم منتظر بودند تا ببينند قوهء قضائيه چگونه با اين مسئله برخورد مىكند . قبل از آنكه مسئله مشمول مرور زمان شود ، پرونده مراحل قانونىِ خود را طى كرد و به تأييد ديوان عالى كشور هم رسيد ؛ در حالى كه مردم هنوز در بارهء اين جنايت صحبت مىكردند ، جانى به دار آويخته شد . ( تكبير نمازگزاران )
در تبريز ، مسئلهء گوشت و آهن مطرح شد .
مجرمان پرونده ، محكوم به پرداخت 360 ميليون تومان شدند . پرونده به ديوان عالى كشور آمد ؛ پروندهء اين جنايتْ هزار و چند صفحه است و احتياج به حسابرسى دارد .
من به مسئولان رسيدگى به اين پرونده گفتهام كه با تسريع و صرفِ وقت بيشتر ، هر چه زودتر رسيدگى به اين پرونده را انجام دهند .
همچنين روز قبل ، شخصى كه هفتاد ميليون تومان در معاملات زمين سوء استفاده كرده بود ، دستگير شد و انشاءالله پروندهء او با جديت رسيدگى مىشود .
من از تمام شما مردم عزيز ايران تقاضا مىكنم كه تنها خواهان قاطعيتِ قوهء قضائيه در حقّ ديگران نباشيد .
اگر روزى قاطعيت قوهء قضائيه شامل شما نيز شد ، نگوييد : اين قاطعيت ، ظالمانه و خطبازى است .
قاطعيت قوهء قضائيه ، برادر و پدر هم نمىشناسد . اين منطقْ درست نيست كه :
مرگ ، خوب است ولى براى همسايه و زندگى براى من ! قاطعيت قوهء قضائيه خوب است ؛ اما براى همه ، نه تنها براى ديگران .
« فَانْذَرْتُكُمْ ناراً تَلَظّى لَا يَصْليها الَّا الْاشْقَى الَّذى كَذَّبَ وَ تَوَلّى وَ سَيُجَنَّبُهَا الْاتْقَى الَّذى يُؤْتى مالَهُ يَتَزَكّى » « 1 »
[ پس شما را از آتشى كه زبانه مىكشد ، مىترسانم . جز اهل شقاوت بدان در نيفتد ؛ آن كه تكذيب كرد و روىگردان شد .
و پرهيزكارترين مردم را از آن دور دارند ؛ آن كه مال خويش مىبخشايد و پاكى مىجويد . ]
خداوند مىفرمايد : من شما را از آتشى كه شعلهاش به آسمانها سر كشيده است ، مىترسانم . اين آتش ، افراد گروههاى چهارم ، سوم و احياناً افراد گروه دوم را فرا مىگيرد .
اما افراد طايفهء اول ، شما اى بسيجيان ! جهاديان ! انجمنهاى اسلامى ! نيروهاى عشايرى ، شوراها ، كميتهها و . . .
شما با فداكارى و بخشش ، به اسلام و انقلاب خدمت كردهايد و مال و جان خود و عزيزانتان را در راه خدا تقديم نمودهايد .
آتش عذاب خداوند در دنيا و آخرت شما را نخواهد گرفت . شما در امنيت و حمايتِ خداوند هستيد ؛ چون براى خدا قيام كردهايد ؛ پاداش شما با خداوند است ، فتح و پيروزى از آنِ شماست و خداوند مشكلات شما را حل خواهد كرد .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ وَ الْعَصْرِ انَّ الانْسانَ
هامش
( 1 ) - سورهء ليل ( 92 ) ، آيات 14 - / 18 .