مقدم بر فعل شده است كه بيانگر حصر است ، يعنى خداوندا تنها تو را مىپرستيم و تنها از تو يارى مىجوئيم . اما اگر مىفرمود ( نعبدك ) ، يعنى تو را مىپرستيم و نفى عبادت غير را نمىكنيم بر خلاف ( اياك نعبد ) كه بخاطر تقديم مفعول نفى عبادت و استعانت از غير مىكند .
اين سه آيه بيانگر سه ضعف انسان است :
اولين ضعف انسان اين است كه من عبدم و سراسر وجودم را فقر احاطه كرده و نيازمند تو هستم و فقط تو را كه ارباب و خالق من هستى مىپرستم و اشاره به اين آيه شريفه است كه : يا أَيهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِي الْحَمِيدُ « 1 » ؛ اى مردم شما محتاج خداوند هستيد و اوست كه غنى بالذات و ستوده صفات است .
معنى عبادت
عبادت شايد از ( عبادة ) بمعنى عابد گرفته شده باشد و شايد هم از ( عبودية ) بهمعنى ( عبد ) باشد . از جمله عبادات ، نماز بدون غفلت مىباشد و از جمله عبوديت صبر بدون شكايت و يقين بدون شبهه مىباشد . « 2 »
برخى راجع به عبادات گفتهاند : ( هي الطاعة مع غاية الخضوع ) ؛ عبادت طاعتى است همراه با نهايت خضوع و خشوع . البته اين تعريف حقيقى عبادت نيست بلكه لازمه آن مىباشد و در واقع عبادت نوعى
هامش
( 1 ) . سوره فاطر ، آيه 15 .
( 2 ) . حقى البروسى ، روح البيان ، ج 1 ، ص 41 .