چيزى و لحظه به لحظه آن را تربيت كردن تا به كمال برسد . « 1 »
عدهاى هم گفتهاند : به معنى مالك است ، بنابراين ( رب البيت ) يعنى مالك خانه .
لغت رب در قرآن كريم به معنى ( سيد ) هم آمده است ، حضرت يوسف در تعبير خواب آن زندانى فرمود : أَمَّا أَحَدُكُمَا فَيسْقِي رَبَّهُ خَمْرًا « 2 » ؛ اما يكى از شما دو نفر ، سيد خود را شراب مىدهد ( ساقى مىشود ) .
در جاى ديگر به معنى تربيت آمده است : وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُم « 3 » ؛ و به دخترانِ زن كه در دامن شما تربيت شدهاند . لذا به فرزند زوجه ربيبه مىگويند ، زيرا زوج آن را تربيت مىكند .
اين كلمه به معنى مدبر نيز آمده و به علماء اهل كتاب ربانى مىگويند : لَوْلَا ينْهَاهُمُ الرَّبَّانِيونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ « 4 » ، اگر علماء و روحانيون آنها را از گفتار زشت باز ندارند ( كار زشتى كردهاند ) . در اين آيه شريفه ( ربانيون ) به علماء اطلاق مىشود ، زيرا بوسيله علم خود امور مردم را تدبير مىكنند . « 5 » كلمه رب از ( ربب ) به معنى مالك ، مصلح و مربى مىآيد . « 6 »
بنابراين رب اگر به معنى تربيت باشد ، به اين معنى است كه
هامش
( 1 ) . راغب ، مفردات ، ذيل مادهء « رب » .
( 2 ) . سوره يوسف ، آيه 41 .
( 3 ) . سوره نساء ، آيه 23 .
( 4 ) . سوره مائده ، آيه 63 .
( 5 ) . على بن محمد ، تفسير ماوردى ، ج 1 ، ص 54 .
( 6 ) . فضل الله ، من وحى القرآن ، ج 1 ، ص 49 .