همچنين در قرآن از زبان خيليها صحبت شده است : فرشتهها و ملايك ، شياطين و اجنه ، انسانهاى كافر و مؤمن ، درختان و گياهان ، شب و روز ، بهشت و جهنم ، حيوانات ، ابر و ماه و خورشيد و ستارگان و . . . . در جايى ميفرمايد : قَالتْ نَمْلَةٌ ؛ « 1 » مورچه چنين گفت . در جايى مىفرمايد : مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا ، « 2 » يا فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ « 3 » .
در قرآن از زبان همه صحبت شده است اما آيا كتاب شعر است ؟ كتاب داستان است ؟ كتاب علمى است ؟ خير ، هيچ كدام از اين موارد نيست . شما قرآن را به هر اديبى كه بدهيد متحير ميماند ؛ زيرا سبك قرآن بديع است . البته ممكن است در برخى از كتابهاى داستان ، از زبان حيوانات يا اشياى ديگر سخنى نقل شده باشد ولى در مجموع وقتى سبك قرآن را با همه اين ويژگىهايى كه ذكر شد در نظر بگيريم ، سبكى بديع و بيسابقه خواهد بود .
4 - كتاب هدايت
در ويژگى قبلى بيان شد كه قرآن به هيچ يك از كتابها و آثار انسانى شبيه نيست . سؤال مىشود كه پس قرآن چه نوع كتابى است ؟ اگر بخواهم در يك جمله قرآن را توصيف كنم ، ميگويم : قرآن كتاب
هامش
( 1 ) . سوره نمل ، آيه 18 .
( 2 ) . سوره جمعه ، آيه 5 .
( 3 ) . سوره اعراف ، آيه 176 .