مانند خود پيامبر اكرم ( ص ) ، يا حضرت على ( ع ) ، مراد و قصد خداوند را براى ما بيان مىكنند . به اين افراد ، مفسر گفته مىشود و كارشان تفسير نام دارد . پس تفسير قرآن يعنى بيان مراد خداوند و با شرح و توضيح لغات و عبارات تفاوت دارد . در شرح و توضيح ، انسان نمىتواند نظر خودش را تحميل كند ؛ اما در تفسير اين امكان وجود دارد . به همين خاطر همه نمىتوانند مفسر باشند . تفسير داراى اصول و قوانين خاصى است . در درجهء اول خود پيامبر اكرم و آشنايان به وحى مىتوانند قرآن را تفسير كنند ؛ زيرا آنها هستند كه از قصد و مراد خداوند با خبرند . در درجه دوم نيز بايد بر اساس اصول و قوانينى كه در باب تفسير وجود دارد رفتار كنيم .
پيامبر اكرم ( ص ) مىفرمايد : «
من فسّر القرآن برأيه فليتبوّأ مقعده من النار
» « 1 » ؛ هر كس قرآن را بر اساس نظر شخصى خودش تفسير كند ، جايگاهش در آتش است .
« تفسير به راى » يعنى اينكه شخصى مراد خداوند را با فكر و نظر خودش بيان و نظر خودش را به جاى نظر خداوند تحميل كند . قرآن كريم مىفرمايد : قُلْ اللّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللّهِ تَفْتَرُونَ « 2 » ؛ آيا خدا به شما اجازه داده كه چنين بگوييد يا از پيش خودتان بر خدا افترا مىبنديد ؟
پس از ذكر پارهاى از مباحث علوم قرآنى و معرفى ويژگىهاى
هامش
( 1 ) . ابن ابى جمهور ، غوالى اللئالى ، ج 4 ، ص 104 ، شماره .
( 2 ) . سوره يونس ، آيه .