[ حكم قذف الجماعة ]
[ مسألة 6 - اذا قذف جماعة واحداً بعد واحد ، لكل واحد حدّ ، سواء جاؤوا لطلبه مجتمعين أو متفرّقين .
ولو قذفهم بلفظ واحد بأن يقول : « هولاء زناة » فإن افترقوا في المطالبة فلكلّ واحد حدّ ، وان اجتمعوا بها فلكلّ حدٌّ واحدٌ .
ولو قال : « زيد وعمرو وبكر - مثلًا - زناة » فالظاهر أنّه قذف بلفظ واحد ، كذا لوقال : « زيدٌ زان وعمرو وبكر » ، وأمّا لو قال : « زيد زان وعمرو زان ، وبكر زان » فلكلّ واحد حدّ اجتمعوا في المطالبة أم لا .
ولو قال : « يابن الزّانيين » فالحدّ لهما ، والقذف بلفظ واحد ، فيحدّ حدّاً واحداً مع الاجتماع على المطالبة وحدّين مع التعاقب . ]
حكم قذف جماعت
اگر فردى جمعيّتى را تكتك به اشاره و يا خطاب ، به زنا يا لواط نسبت داد ، هر كدام به طور مستقلّ حدّ قذف طلبكارند ؛ خواه با همديگر يا به صورت متفرّق حدّ را مطالبه كنند .
اگر عدّهاى را به يك لفظ قذف كرد ، مانند اين كه بگويد : « شما زناكار هستيد » ، اگر در مقام مطالبه متفرّق و پراكنده آمدند ، به جهت هركدام جداگانه حدّ مىخورد ؛ و اگر به صورت اجتماع مطالبه كردند ، او را يك حدّ مىزنند .
اگر بگويد « زيد و بكر و عمرو زناكارند » يك لفظ محسوب مىشود ؛ همچنين اگر بگويد : « زيد زناكار است و بكر و عمرو هم » و كلمهى زناكار را بر بكر و عمرو تكرار نكند ، ولى اگر براى هر كدام تكرار كند ، به نفع هر كدام حدّى ثابت است ؛ خواه مطالبهى آنان به صورت دسته جمعى باشد يا متفرّق .
اگر بگويد : « اى پسر مرد و زن زناكار » اينجا نيز قذف به لفظ واحد است ؛ پس ، اگر با هم مطالبه كنند ، يك حدّ ، و گرنه دو حدّ جارى مىشود .
اساس اين مسأله دو فرض است ؛ و بقيّهى موارد به عنوان مثال ذكر شده است :