حكم حدّ با وجود سرپرست
اگر سرپرست و كافلى براى طفل پيدا شود ، امام راحل رحمه الله مىفرمايند : به شرط عدم خوف بر ولد ، واجب است حدّ بر زن اجرا شود .
توضيح مطلب : چهبسا در روزهاى اوّل براى كودك سرپرستى پيدا نشود ، بلكه پس از گذشت مدّتى طولانى مانند يك سال يا بيشتر ، شخصى حاضر نشود سرپرستى بچّه را عهدهدار شود ؛ در اين مدّت ، بچّه با مادر انس گرفته و فقدان مادر براى او خطرناك است .
در اين صورت نيز نمىتوان حدّ را اقامه كرد .
آيا اين مطلب تمام است ؟ رواياتى كه بر كافل دلالت دارد ، يكى روايت ارشاد « 1 » بود كه مفاد آن كفايت كافل است ؛ ولزومى در شير دادن مادر پس از پيدا شدن كافل نيست .
روايت ديگر ، روايت مفصّلى است كه در سابق به آن اشاره كرديم و مفاد آن ، آمدن زنى آبستن به خدمت امير مؤمنان عليه السلام و اعتراف او به زنا بود . اميرمؤمنان عليه السلام از او پرسيدند : آيا شوهر داشتى و او حاضر بود يا نه ؟ زن گفت : آرى . فرمود : برو تا وضع حمل كنى ، آنگاه براى تطهير بيا . آن زن رفت ، و پس از وضع حمل آمد و همان سؤالها را تكرار كرد .
امام عليه السلام به او فرمود : برو دو سال كامل او را شير بده . او پس از دو سال آمد و اقرار كرد ؛ اميرمؤمنان عليه السلام فرمود : برو بچّه را كفالت و سرپرستى كن تا عاقل شود ؛ در خوردن و آشاميدن ، و از بلندى نيفتد و در چاه سقوط نكند . آن زن در بازگشت با عمرو بن حريث مواجه شد ، و او متعهّد شد كفالت بچّه را به عهده بگيرد ؛ و سرانجام پس از تكرار اقرار در مرتبهى چهارم ، بر او حدّ را جارى كرد . « 2 » در اين روايت ، مسألهى شيردهى و تكفّل بعد از آن ، قبل از تماميّت اقرارها و ثبوت حدّ بوده است ؛ و نظر امام عليه السلام اين بوده كه اقرارها تكميل نشود ، تا در حقّ اين زن محكوميّت محقّق نشود . اينها ربطى به بحث ما ندارد و نمىتوان به اين مطلب ملتزم شد كه حدّ را به اندازهاى تأخير بيندازيم كه اين بچّه بزرگ شود و به حدّ رشد و تميز برسد تا از بامى نيفتد و به چاه سقوط نكند .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 18 ، ص 381 ، باب 16 از ابواب حدّ زنا ، حديث 7 .
( 2 ) . همان ، ص 377 ، باب 16 از ابواب حدّ زنا ، ح 1 .