خلاصه ، پس به وسيلهء عمل جراحى و خوردن دارو اگر موى صورت مرد بريزد و پستانهايش بزرگ شود و براى او مهبل درست كنند ، در واقع زن شده نشده است و همچنين بالعكس ، روئيدن مو در رخسار زن و كوچك شدن پستانها و با درست شدن بيضه و آلت تناسل در وجود آن دلالت نمىكند كه او واقعاً مرد شده است و اگر به اين عمل غير مشروع اقدام كرد ، معصيت كرده و از نظر تكاليف شرعى حكم قبل از تغيير اعضاى ظاهرى را دارد .
و به عبارت ديگر ، با تغيير بعضى از اعضا ، موضوع مرد بودن يا زن بودن از بين نمىرود ، تا گفته شود كه حكم هم تغيير پيدا مىكند و اين موضوع غير ممكن بودن تغيير جنسيت به معنى واقعى را فى الجمله مىتوان از بعضى از آيات قرآن هم استفاده كرد ، مانند : آيههاى 49 و 50 از سورهء شورى كه مىفرمايد :
يخلُقُ ما يشاءَ يهَبُ لِمَن يشاءُ اناثاً وَ يهَبُ لِمَن يشاءُ الذّكور وَ يجعَلُ مَن يشاءُ عَقيماً ؛
يعنى : هر چه را بخواهد مىآفريند و به هر كس اراده كند دختر مىبخشد و به هر كس بخواهد پسر و هر كس را بخواهد عقيم مىگذارد .
و همه مىدانند و مىبينند كه على رغم تمام تلاشها و كوششها ، هنوز كسى نتوانسته است عقيمان واقعى را ذات ولد نمايد ، يا مردى كه به ظاهر تغيير جنسيت داده ، همانند يك زن واقعى ، فرزند زايد و فرزند دار نشدن اينها دلالت مىكند كه تغيير حقيقى صورت نگرفته است .
خلاصه با آن بيانى كه اشاره گرديد ، اين مسأله مهم ، مختص علم لايتناهى قادر متعال است و در سيطرهء قدرت او مىباشد و مخلوق چنين توانى را هرگز نخواهد داشت . « 1 »
هامش
( 1 ) . سيد يوسف مدنى تبريزى ، المسائل المستحدثه ، ص 42 - 47 .