ديدگاه كلى آيتالله سيد عبدالكريم موسوى اردبيلى
آنچه در شرع وارد شده است ، احكام زن و مرد است و اما شناخت زن ، مرد به عرف واگذار شده است و چيزى در اين باره گفته نشده است ، در عرف هم زن به كسانى گفته مىشود كه اندامهاى زنانه داشته باشد ، مانند صورت و سينه و باسن و رحم و تخمدان و لوله ؛ و مرد به كسانى گفته مىشود كه اندام و اعضاء مردانه داشته باشند ، مانند ريش و سبيل و سينه و بيضه و آلت تناسلى .
ولى علم براى زن و مرد خصوصيت ديگرى بيان مىدارد ، كروموزومى
xx 46
را براى زن و كروموزومى
xy 46
را براى مرد مشخص مىكند ، خواهاندام زنانه داشته باشد يا به سبب بيمارى فاقد بعضى از اعضا و اندام زنانه باشد و همچنين مرد .
بحث در اين است كه آيا در شناخت زن و مرد بايد تابع عرف شد - آنكه ظاهر و اندام زنانه دارد زن و آنكه ظاهر و اندام مردانه دارد مرد گفته شود - با تابع نظر علم ، آنكه كروموزوم مرد دارد مرد و آنكه كروموزوم زن را دارد زن محسوب مىشود . هر كدام باشد نظر شرع روشن است . حقيقت اين است كه بايد نظريهء علمى را پذيرفت و عرف را در تعيين مصداق تخطئه كرد . بنابراين ، مبنا حكم ازدواج و حاملگى و حرمت نظر روشن مىشود . براى مرد شوهر كردن حرام است و براى زن جايز . قرار دادن نطفه در رحم موجود در بدن اين مرد مانند قرار دادن نطفه است در محفظه خارج ، همان حكم را دارد و آن با ملاحظهء شرايط جايز است ، اين هم طبعاً جايز است و اين مرد نه پدر اين بچه به حساب مىآيد و نه مادر او .
اگر تشخيص داده شد كه زن است ، ولى ظاهرى مردانه دارد . حكم مرد را پيدا نمىكند و نمىتواند زن بگيرد . در محرميت هم حكم زن را دارد . ولى كلام در تشخيص است ؛ زيرا علم كه نمىگويد : اين زن است يا مرد . علم ( همين ) قدر مىگويد : اين شخص اين كروموزوم را دارد و اين غالبا در زنها موجود است ، ولى اينكه اين شخص با وجود ظاهر كاملا مردانه و داشتن زن و بچه ، زن است يا مرد ، از چهارچوب علم بيرون است ؛ چون احتمال داده مىشود آن كروموزوم كه از مختصات مؤنث است ندرتاً در مرد هم وجود داشته باشد . به جاى اينكه بگوييم : اين ماهيتاً زن است و در