پزشكان و جراحان مراجعه مىكردند . در سال 1963 م . « اپريل اشلى » « 1 » كه يك تراجنسيتى
xy (
خنثاى روانى ) بود با « آرتور كوربت » « 2 » ازدواج كرد . پس از اينكه خانوادهء آرتور متوجه شدند اپريل قبلًا مرد بوده خواستار فسخ ازدواج آنها شدند . پروندهء اين دعوا توسط قاضى « اورمورد » « 3 » مورد قضاوت قرار گرفت و اين قاضى با استناد به اينكه « اپريل » از لحاظ كروموزومى مرد است ، حكم به فسخ پيوند زناشويى آنها داد . اين قاضى عنوان داشت كه غدد جنسى « اپريل » توسط عمل جراحى زنانه شدهاند و او از لحاظ روانى تراجنسيتى به شمار مىآيد . از زمان صدور اين حكم به بعد تراجنسيتىهاى انگليسى حقوق قانونى خود را از دست دادند . اگر در شناسنامهء كسى قيد شده بود كه او مرد است آن فرد صرف نظر از ظاهرش ، از لحاظ قانونى مرد به حساب مىآمد و در اين ميان ، خصوصيات روانى او نيز مورد توجه قرار نمىگرفت . همين حكم هم براى زنان صدق مىكرد .
چنين وضعيتى گاهى به پيچيدگىهاى باور نكردنى وگاه تكان دهندهاى منجر مىشد . وقتى يك فرد تراجنسيتى تقاضاى كار مىكرد ، ناچار بود شناسنامهاى را نشان دهد كه از جنسيتى مخالف آنچه كه از او ديده مىشد ، گواهى مىداد .
همين امر به طور اجتناب ناپذيرى به تبعيضهاى شغلى منجر مىشد . تراجنسيتىهايى كه به زندان فرستاده مىشدند ، بايد به زندانهايى مىرفتند كه مطابق با جنسيت شناسنامهاى آنها بود . از اين دست داستانهاى تكان دهندهاى در مورد فرستادن تراجنسيتىهاى
xy
به زندانهاى مردانه ، وجود دارد . تراجنسيتىها بر خلاف ساير هم وطنانشان از حقوق زندگى خصوصى قيد شده در كنوانسيون حقوق بشر اروپا محروم شدند . اين بدان معنا بود كه هر رسانهاى مىتوانست بدون نياز به جبران خسارت ، اسرار زندگى خصوصى تراجنسيتىها را برملا كند . هر گاه عكس يك فرد تراجنسيتى در صفحهء اول روزنامهاى به
هامش
( 1 ). April Ashley .( 2 ). Arthur Corbett .( 3 ). Ormord .