ديات ، ارش الجناية و . . . .
8 - ضمان عقدى و يا ضمان المسمّى : منظور از ضمان عقدى ، ضمانى است كه به سبب عقد محقّق مىشود ؛ هرگاه معاملهاى صورت گيرد ، بايع ضامن است كه مبيع را به مشترى تحويل دهد ؛ و مشترى نيز ضامن است كه پول و ثمن معامله را تحويل بايع دهد . اين نوع ضمان در بيع كلى مطرح مىشود و در بيع معيّن ، چنين ضمانى وجود ندارد ( البته وجوب تكليفى تسليم براى هر دو طرف ثابت است ) . از اين نوع ضمان ، به ضمان معاوضى نيز تعبير مىشود .
9 - عقد الضمان : عقد ضمان ، عقدى است كه مدلول و معناى آن تعهّد ذمّه بوده و همچون ديگر عقود ، احتياج به ايجاب و قبول دارد ؛ البته در كتاب الضمان اين بحث مطرح مىشود كه آيا در عقد ضمان ، قبول نيز لازم است و يا صرف رضايت كفايت مىكند ؟ كه براى دانستن ادلّه هر كدام ، لازم است بدانجا مراجعه شود . بنابراين ، در عقد ضمان ، شخص ضامن متعهد مىشود دينى را كه بر عهده و ذمّه مديون است ، بپردازد .
نسبت بين ضمان عقدى و عقد الضمان
از همينجا نسبت بين ضمان عقدى و عقد ضمان نيز مشخص مىشود كه عبارت است از عموم و خصوص مطلق ؛ و ضمان عقدى اعمّ مطلق از عقد ضمان است . بدين صورت كه ضمان عقدى ، ضمانى است كه منشأ آن عقد است و اين عقد ، مىتواند عقد بيع باشد ، يا عقد معاوضه ، يا عقد صلح و يا عقد ضمان ؛ در حالى كه منشأ عقد الضمان ، فقط عقد ضمان است . بنابراين ، ضمان عقدى اعمّ است از عقد الضمان .
10 - شرط الضمان : هرگاه در يكى از عقود ، شرط ضمان شود ، اين امر موجب ضمانت خواهد بود ؛ به عنوان مثال : در باب عاريه ، اگر مُعير شرط كند
قاعده ضمان يد تقريرات دروس شيخ محمد جواد فاضل لنكرانى — صفحة 27
مساهمون: سيد جواد حسينى خواه
ص٢٧