مقدّمه ناشر
خداوندا حمد و سپاس ترا سزد كه جامع همه محامدى ، تو آن حميد وحيدى كه همگان از فهم جلالت عاجز وعارفان در طريق معرفتت حيراناند ، چگونه تور ا ستايم كه اوليائت چنين سُرايند :
عجز الواصفون عن صفتك * ما عرفناك حق معرفتك
و آيا جز آن بگويم كه تو خود به من آموختهاى ؟ « سُبْحنَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ » . « 1 »
پس رحمت بىپايانت را فرو فرست بر همان بندگان خالصت كه نيكو تو را شناختند و نيكو تو را بندگى كردند ؛ به ويژه خاتم پيامبرانت كه او را از سكّوى پرش بندگى ، عروجش دادى و به مقام قاب قوسين أو أدنى رساندى و بر خاندان پاكش كه با ولايتشان اكمال دين و اتمام نعمت صورت گرفت .
پروردگارا تو ما را به انتظار نشاندهاى ، كى مىرسد خدايا روز ظهور مهدى .
بارالها كى مىرسد آن زمان كه موعودت و موعود همهى انبياء و اوليائت پرچم نصر برافراشته ، ظهور نمايد و با ظهورش وعدهى ديرينهى « لِيُظْهِرَهُو عَلَى الدّينِ كُلّهِى » « 2 » را محقّق نمايى .
هامش
( 1 ) . سورهى صافات ، 159 و 160 .
( 2 ) . سورههاى توبه ، 9 ؛ صف ، 61 ؛ فتح ، 48 .