عنوان هوىّ در روايت عبدالرحمان را بر آخرين مراتب آن كه ديگر به فعليّت سجده نزديك است حمل نماييم ؛ و از اين جهت تنافى بر طرف مىشود . « 1 »
به نظر مىرسد نبايد هوىّ را به آخرين مرتبه آن منحصر دانست ؛ و اساساً فرق گذاشتن بين مرتبه اوّل و آخر عرفى نيست ؛ بلكه بايد گفت از نظر عرف ، حتّى ابتداى هوىّ ، عنوان مقدّمات سجده را دارد ؛ و شروع براى استوا و قيام ، به عنوان مقدّمه ركوع محسوب نمىشود .
در نهايت مىتوان گفت : آنچه در روايت سؤال شده به عنوان مواردى است كه غالباً تحقّق پيدا مىكند و در اين صورت ، صلاحيّت براى تقييد قاعده كلّى را ندارد ؛ و بايد بگوييم در تحقّق معناى غير ، خصوصيّتى وجود ندارد . در بحث اعتبار دخول در غير نيز به اين مطلب اشاره خواهيم نمود كه غير داراى معناى عامّى است . بنابراين ، نظريّه مرحوم محقّق اصفهانى مختار و نظر برگزيده ما خواهد بود .
هامش
( 1 ) . فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 636 .