تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاعده فراغ و تجاوز تقريرات دروس شيخ محمد جواد فاضل لنكرانى — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
نمازگزار ، يقين به فراغت از ذات عمل دارد و ديگر نمىتوانيم لفظ « مضىّ » را به حسب اعتقاد تفسير نماييم .

بررسى ديدگاه صاحب منتقى الاصول

برخى از محقّقين « 1 » براى جريان قاعده راه ديگرى را طى نموده و سه مطلب مهمّ دارند : مطلب اوّل : « إنّ المراد من الفراغ من الصلاة هو الاشتغال بغيرها لا اتمامها والانتهاء منها ؛ إذ هما مدلولان التزاميان للفراغ ، ولا يدلّان عليه بالمطابقة ، كما أنّ التعبير بالفراغ لم يرد إلّافي رواية زرارة المفصّلة بين . . . » . ايشان در تفسير فراغ آورده‌اند كه مراد از فراغ ، اتمام عمل نيست ؛ زيرا ، اوّلًا : اين عنوان مدلول التزامى فراغ است و نه مدلول مطابقى آن ؛ چرا كه فراغ ، به معناى خلوّ ، مساوى با اتمام و انتهاى عمل است در مقابلِ اثناء و در بين عمل بودن . بنابراين ، صدق فراغ بر اتمام ، به جهت آن است كه مستلزم خلوّ و عدم اشتغال است ؛ يعنى : بعد از اتمام عمل ، ديگر از اشتغال به عمل خالى است . و ثانياً : عنوان فراغ ، فقط در روايت زراره كه بين شكّ در اثناى وضو و شكّ بعد از وضو فرق گذاشته ، آمده است ؛ و واضح است مراد از فراغ در اين روايت ، اشتغال به غير وضو است . ايشان در ادامه فرموده‌اند : اگر از اين مطلب دست برداريم ، و فراغ را به اتمام و انتها تفسير نماييم ، اما معتقديم كه اتمام و انتها با انجام معظم اجزاء محقّق مىشود ؛ زيرا ، مقصود از فراغ از عمل ، فراغ از عمل ، اعمّ از صحيح و فاسد است ؛ و لذا ، كلام مرحوم نائينى - كه عمل را به معظم اجزاء تفسير نموده‌اند - صحيح است ؛ و علّت آن همين
هامش
( 1 ) . ر . ك : منتقى الاصول ، ج 7 ، ص 176 .
قاعده فراغ و تجاوز تقريرات دروس شيخ محمد جواد فاضل لنكرانى — صفحة 186 | سيد جواد حسينى خواه