وجه جمع سوّم : راه سوّمى كه براى جمع گفته شده ، اين است كه به قرينهى موثّقه كه مىگفت « إذا شككت في شيء من الوضوء ودخلت في غيره فليس شككّ بشيء » ، عبارت « فأعد عليهما » در صحيحهى زراره بر استحباب حمل شود .
اشكال اين وجه نيز آن است كه حمل بر استحباب در موردى است كه حكم مسلّماً از احكام تكليفيّه باشد ؛ امّا در جايى كه احتمال ارشادى بودن حكم وجود داشته باشد ، ديگر حمل بر استحباب معنا ندارد . حكم موجود در صحيحهى زراره كه مىگويد تا زمانى كه از وضو فارغ نشدهاى و داخل در عمل هستى ، بايد به شكّ اعتنا شود و عمل دو مرتبه انجام شود ، ارشاد به حكم عقل است .
وجه جمع چهارم : راه جمع چهارم اين است كه گفتهاند : اجماع مستفيض در اين بحث سبب مىشود كه حجيّت موثقهى ابن ابى يعفور از اعتبار ساقط شود و حكم صحيحهى زراره كه موافق است اخذ مىشود ، به عبارت ديگر ، اعراض مشهور باعث تضعيف موثقّه شود .
راجع به اين وجه نيز بايد گفت كه اين مطلب ، مبنايى است ؛ مبناى مشهور آن است كه اعراض باعث ضعف روايت مىشود ؛ علاوه بر اين كه اجماع در اينجا - همانگونه كه در مباحث پيشين بيان شد - احتمال دارد مستند به روايت زراره باشد ؛ بنابراين ، اجماع مدركى مىشود . اجماع مدركى و چنين شهرتى قادح به روايت نيست . به عبارت ديگر ، در موردى كه مستند مشهور و مجمعين معلوم نباشد ، شهرت قادح است ؛ امّا در مواردى كه مستند مجمعين روشن است ، چون اجماع اصالت ندارد ، بحث بر روى مستند و مدرك عمل مشهور متمركز مىشود كه صحيح است يا نه ؟
بنابراين ، اين وجه نيز به نظر صحيح نيست .
وجه جمع پنجم : راه جمع پنجم كه مرحوم شيخ اعظم « 1 » آن را بيان كرده ، و مرحوم محقّق عراقى « 2 » آن را پذيرفته ، اين است كه بگوييم ضمير « غيره » در موثّقه به « وضو » باز
هامش
( 1 ) . فرائد الاصول ، ج 3 ، ص 337 .
( 2 ) . نهاية الأفكار ، ج 4 ، القسم الثانى ، صص 50 و 51 .