تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاعده فراغ و تجاوز تقريرات دروس شيخ محمد جواد فاضل لنكرانى — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
حضرت در اين روايت در پاسخ به ين سؤال كه وظيفه‌ى شخص در صورت شكّ بعد از وضو چيست ؟ مىفرمايند : اين شخص در هنگام وضو بيشتر حواسش جمع است تا هنگام شكّ . در اين روايت ، چند مطلب بايد بررسى شود : 1 - متعلّق شكّ در عبارت « الرجل يشكّ بعد ما يتوضّأ » چيست ؟ آيا شخص در صحّت مجموع عمل شكّ دارد ؟ يعنى مىداند تمام اجزاى وضو را به‌جا آورده است ولى در صحّت آن شكّ دارد ؛ يا آن كه شخص در وجود جزئى از اجزاى وضو شكّ دارد ؛ و يا اين كه اعمّ است و هر دو - هم شكّ در وجود و هم شكّ در صحّت مجموع عمل - را شامل مىشود ؟ به نظر مىرسد در ميان اين احتمالات ، احتمال سوّم صحيح است ؛ و ظاهر اين است كه متعلّق شكّ ، هم مىتواند صحّت مجموع مركّب باشد و هم وجود جزء معيّنى از اجزاى عمل . بنابراين ، مورد روايت عبارت است از شكّ بعد العمل در وجود يا صحّت عمل كه مجراى قاعده فراغ است ؛ چون ملاك قاعده فراغ - همان‌طور كه گفته شد - شكّ بعد از انجام و اتمام عمل است . 2 - مطلب دوّم اين است كه آيا ملاك اذكرّيت ، هم در قاعده فراغ وجود دارد و هم در قاعده تجاوز ؟ براى پاسخ به اين سؤال بايد گفت : ترديدى نيست كه تعبير « هو حين يتوضّأ أذكر منه حين يشكّ » تعبّد شرعى نيست و امام عليه السلام در مقام بيان ملاك شرعى نيست ؛ بلكه اين تعبير به يك امر واقعى و عقلايى اشاره دارد . به همين جهت ، بايستى سراغ عقلا رفت تا معلوم شود عقلا ، « اذكريّت » را در كجا مطرح مىكنند ؛ آيا عقلا ، اذكريّت را فقط بعد از عمل مطرح مىكنند و مىگويند : اگر پس از اتمام عمل در صحّت آن و يا در وجود جزئى از اجزاى آن شكّ كردى ، به اين شكّ اعتنا نكن ؛ چرا كه هنگام انجام عمل ، اذكر بودى . و يا آن كه عقلا همين بيان را در مورد شكّ در اثناى عمل نيز دارند ؛ به عنوان