در لسان العرب نيز معناى لغوى آن را اينطور بررسى كرده است .
النُّطفة : الماء القليل يبقى في الدَّلْو ؛ عن اللحياني أَيضاً ، و قيل :
هي الماء الصافي ، قلَّ أَو كثر ، و الجمع نُطَف و نِطاف ، و قد فرّق الجوهري بين هذين اللفظين في الجمع فقال : النُّطفة الماء الصافي ، و الجمع النِّطاف ، و النُّطفة ماء الرجل ، و الجمع نُطَف « 1 » .
نطفه آب كمى است كه در دلو باقى مىماند ، از لحيانى نيز اينطور نقل شده است . گفته شده : آن آب زلال است ، كم باشديا زياد ، و جمع آن نُطَف و نطاف است . جوهرى ميان اين دو لفظ در جمع فرق گذاشته است و گفته : نطفه آب صافى است و جمع آن نطاف است و نطفه آب مرد است و جمع آن نُطَف است .
راغب اصفهانى نيز در كتاب المفردات مىگويد :
النطفة : الماء الصافي ، ويعبّر بها عن ماء الرجل « 2 » .
نطفه عبارت است از آب صاف و زلال ، كه از آن به آب مرد نيز تعبير مىشود .
همانطور كه مىبينيم بنا بر ديدگاه جوهرى ، نطفه در لغت هم به آب صافى اطلاق مىشود و هم به آب مرد .
امّا برخى مدّعى شدهاند كه نطفه عبارت است از تركيب حاصل از اسپرم مرد با تخمك زن .
هامش
( 1 ) . لسان العرب 9 : 334 ، « نطف » .
( 2 ) . ؟ ؟ ؟ .