شرعى براى تلقيح محسوب شود ؟ « 1 » ناگفته نماند كه اگر پزشك معالج ، شوهر شرعى زن باشد ، ديگر اين بحث و اين مانع مطرح نخواهد بود و بر اساس بيانى كه در مقام اوّل گذشت ، حكم به جواز جارى خواهد بود .
به هر حال بحث در مقام دوّم در دو فرض قابل بررسى است :
فرض اول : آن كه مسئلهء نازايى و نداشتن فرزند ،
منجر به نوعى اضطرار و حرج شده باشد ، كه زندگى آنها را در معرض از هم پاشيدن قرار دهد ، يا مشكلاتى ديگر را پديد آورد .
در اين صورت قاعدهء لا حرج ، اين مانع را بر مىدارد و ما در بحث از اين قاعده ، اثبات نمودهايم كه لا حرج ، نسبت به همهء احكامِ الزامى جريان دارد و اختصاصى به تكاليف وجوبى ندارد ، بلكه در محرّمات نيز جريان پيدا مىكند . البتّه در اين رابطه رعايت برخى نكات و قيود لازم است كه آن را به تفصيل در رسالهء مربوط به اين بحث آوردهايم « 2 » .
بر اين اساس ، نظر و لمس زن توسط پزشك معالج وى ، منع و حرمت شرعى نداشته ، پس تلقيح نيز جايز خواهد بود .
فرض دوم : آن كه هيچ گونه اضطرار و حرجى در بين نباشد
و فقط مجرّد معالجه و مداوا مطرح است . آيا در اين شرايط ، باز هم نظر و لمس زن توسط پزشك معالج ، براى انجام عمل تلقيح ، جايز است يا خير ؟
هامش
( 1 ) . شايان ذكر است كه اين بحث فقط به مسئلهء تلقيح مربوط نمىشود ، بلكه در بسيارى از امور مربوط به پزشكى مطرح است .
( 2 ) . سلسله درسهايى از قوعد فقه ( 1 ) - قاعدهء لا حرج ، از مؤلف .