خداوند امر به آن نكرده است . پس در فرض سوم و چهارم كه نطفه پس از تلقيح در رحم زن ديگر قرار مىگيرد ، مىتوانيم بگوييم « في غير الموضع الذي أمره اللّه به » بر آن صدق مىكند و بر اساس آن حرمت را اثبات كنيم .
ممكن است در جواب گفته شود : « الموضع الذى امر الله به » يعنى رحمى كه براى مرد حلال است ، و در فرض سوم ، رحم همسر ديگر يا كنيز براى مرد حلال مىباشد ، پس مشكلى از اين جهت وجود ندارد .
استدلال كننده در پاسخ مىگويد : چه بسا خداوند ارادهاش بر اين تعلّق پيدا كرده است كه نطفهء مرد فقط با تخمك رحم همان زن تلقيح شود و در فرض سوم چنين نيست .
به هر حال ، چه بر اساس اين روايت و چه روايت قبل ، اين ادّعاى انصراف وجهى ندارد و بين تعبير « في غير الموضع الذي أمره اللّه به » با تعبير « في رحم يحرم عليه » به نظر ما هيچ فرقى از اين نظر وجود ندارد .
بنابراين ، اگر بخواهيم استدلال را متمركز بر روايات كنيم ، فرض سوّم از شكل چهارم تلقيح مصنوعى ، يعنى آنجا كه نطفهء تلقيح شده را در رحم همسر ديگر مرد قرار مىدهند ، جايز بوده و مشكلى از جهت روايات وجود ندارد .
ب . استدلال به آيات
بر اساس مبنايى كه ما در بحثهاى گذشته ، بخصوص در بررسى شكل دوّم تلقيح مصنوعى اختيار كرديم و راه حرمت را منحصر نموديم