شما مراجعه مىكنيم ، مىبينيم همهء اخبارِ آنان رواياتى است كه شما از رسول اكرم ( ص ) نقل كرده ايد و مطالب تفسيرىشان همان مطالب تفسيرى شما است ؛ ولى وقتى به مردم مراجعه مىكنيم مىبينيم كه مردم روايات بسيارى را از رسول اكرم ( ص ) و مطالبى را در مورد تفسير قرآن نقل مىكنند كه با آن مطالبى كه سلمان و مقداد و ابوذر و شما نقل مىكنيد مخالف است ؟ ! سرّ اين اختلاف چيست ؟
در حقيقت سؤال ايشان اين است كه آيا مردم در اين كار تعمّد دارند و با توجه و التفات ، به رسول خدا ( ص ) افترا و دروغ مىببندند ؟ !
اميرمؤمنان على ( ع ) در پاسخ فرمودند : سليم ! سؤال نيكويى كردى پس جواب را پذيرا باش .
اوّلًا ؛ بدان كه در زمان حيات رسول اكرم ( ص ) عدّهء زيادى بر حضرت دروغ مىبستند و كثرت آن دروغها در حدّى بود كه عنوان « كذّابه » پيدا كردند ؛ يعنى كسانى كه زياد به حضرت دروغ مىبندند .
به همين جهت روزى رسولخدا ( ص ) بر منبر رفتند و فرمودند : افرادى كه بر من دروغ مىبندند فراوان شدهاند . هر كسى بر من دروغ ببندد ، جايگاه خودش را از آتش انتخاب مىكند و هيچ راه فرارى ندارد و جايش حتماً در آتش است .
ولى اين بيان رسول خدا ( ص ) موجب نشد اين باب مسدود شود . حتى بعد از آن نيز افرادى بودند كه دروغ گفته و مسائلى را به ايشان نسبت مىدادند . پس از ايشان افرادى كه در مقام نقل حديث برآمدند ، چهار طايفه بودند كه پنجمى هم ندارند :
طايفهء اوّل : منافقانِ نفوذى
آنهايى كه اظهار ايمان مىكردند و خود را مسلمان جلوه مىدادند و از اينكه به رسول خدا دروغ ببندند هيچ باكى نداشتند ؛ ولى مردم نمىدانستند و مىگفتند : اينان صحابهء رسول الله ( ص ) هستند و محضر آن بزرگوار را درك كردهاند ؛ مگر مىشود كسى صحابهء رسول خدا ( ص ) باشد و به او دروغ ببندد ؟ !
بعد حضرت « آيهء چهارم سورهء مباركهء منافقون » « 1 » را تلاوت فرمودند ؛ يعنى اين
هامش
( 1 ) . ( وَ إِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ ) . ( منافقون : آيه 4 ) هنگامى كه آنان را مىبينى ، جسم و قيافه ايشان تو را در شگفتى فرو مىبرد .