« يكى از دفعاتى كه خدمت رهبر بزرگوارمان حضرت آيت الله خامنهاى زيد عزه رسيده بوديم ، ايشان مطلبى را گفتند كه من آن را نشنيده بودم . مىفرمودند : ما در مشهد در درس مرحوم آيهءالله آقاى ميلانى ( ره ) شركت مىكرديم ، ايشان هر شب كتاب تحف العقول را سر درس مىآوردند و اول يك روايتى را مىخواندند ، اگر اين روايت احتياجى به بيان نداشت ، به همان خواندنش اكتفا مىكردند اگر به يك مقدار توضيح احتياج داشت ، مقدارى دربارهء آن روايت توضيح مىدادند ، بعد هم وارد درس اصلى مىشدند .
اولين چيزى كه جامعه در برخورد با يك روحانى به آن توجه مىكند اخلاق است ، البته نه به آن معناى عرفى خاص كه عبارت است از خوش برخوردى ، خوشرويى و خندهرو بودن است . اين يك مرحله است . معناى اخلاق اين است كه طلبه به عنوان يك فرد متعبّد به جميع دستورات اسلام و مجموعهء فضايل اخلاقى در جامعه تجسم داشته به اين عنوان كه وجههء اصلى همّت او اسلام و مسائل اخروى است و مسائل دنيوى براى او به عنوان غايت و هدف اصلى واقع نشده است ، مطرح باشد » .
« اين مسائلى كه من اشاره مىكنم ، بحثهاى طولانى دارد ؛ چه بسا شما اين مسائل را روى منابر ، بهتر از ما مطرح كرده باشيد ؛ البته برادران توجه دارند اينها فقط جنبه تذكر و ياد آورى دارد ، يعنى مسائلى كه خود انسان مىداند ، اما از آنها غافل است و چه بسا به آنها توجه ندارد ، همان مسائل مورد غفلت بايد گاهى به صورت تذكر مطرح شود » .
« پس برادران ان شاء الله تعالى توجه كنيد ، من نمىگويم خودم عامل به اين حرفها هستم ؛ ولى به اين مسائل اعتقاد دارم و اين مطالب را در درجهء اول براى خودم و سپس براى شما بيان مىكنم . دعا كنيد همگى بتوانيم يك سرباز واقعى ، يك خدمتگزار و روحانى مورد رضاى حضرت بقيهء الله روحى له الفداء باشيم » .
موضوع اصلى اين جلسات و درسهاى اخلاق ، متن قرآن و روايات معصومين : است كه معظم له با بيانى شيوا و زبانى گويا و دلنشين و قلبى سرشار از حبّ آل الله : به شرح و تبيين آن پرداختهاند كه با كمترين دخل و تصرف و با
اخلاق فاضل (فارسى) — صفحة 16
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٦