2047 . الكافى به نقل از ايّوب بن نوح : يكى از كسانى كه با امام كاظم عليه السلام هَليم گاوَرس « 1 » خورده بود ، براى من نقل كرد كه امام عليه السلام فرمود : « هان كه آن ، غذايى است بدون سنگينى و عارضه . بِدان علاقه دارم و خواستهام تا برايم آماده كنند . آن ، همراه با شير ، سودمندتر و در معده نيز نرمتر است » .
هامش
( 1 ) معناى گاوَرس در ج 1 ، ص 437 گذشت .
علّامه مجلسى مىگويد : در بحر الجواهر آمده است : « جاورس ، معرَّب گاورس است . اين گياه در همه احوال ، از دخن ، بهتر است ، هر چند از آن ، قابضتر است . سرد است در نخست و خشك در دوم . قابض و خشككننده است . درد را تسكين مىدهد . چون در آب پخته شود و در حالتى كه همچنان گرم است بر موضع نهاده شود ، نفخها را مىگشايد و خون تازه توليد مىكند . اگر با شيرْ پخته شود ، زيانش كمتر است . ارزش غذايىِ كمى دارد و ديرهضم است » .
ابن بيطار گفته است : « نزد طبيبان ، گاورس ، يكى از دو گونه دخن است ؛ نوعى با دانههاى ريزتر ، سفتتر و خاكىرنگ كه نزد همه راويان ، همان دخن است ، هر چند از ميان آنها تنها ابو حنيفه دينورى گفته است : دخن ، دو گونه است : يكى داراى رنگ روشن و دانههاى ريزتر ، و ديگرى نوعى صافپهلو و سنگينتر كه به هنگام جابه جايى صداى كمترى ايجاد مىكند » . همو گفته است : « گاورس ، پارسى ، و دخن ، معادل عربىِ آن است » .
ابن ماجه گفته است : « چون با شير ، پخته و از آن ، آردى تهيّه شود و به نوشاكى بدل گردد و قدرى چربى نيز بِدان افزوده شود ، بدن را به خوبى تغذيه مىكند . آن ، از دخن ، بهتر ، تغذيهكنندهتر و داراى گوارشى سريعتر است و در مقايسه با آن ، طبع را كمتر محبوس مىدارد » ( بحار الأنوار : ج 66 ص 57 ) .