تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه احاديث پزشكى (فارسى) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥

فصل پنجاه و يكم : قارچ

1941 . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : قارچ « 1 » از گياهان بهشت است و آب آن براى درد چشم ، سودمند است .
هامش
( 1 ) علّامه مجلسى مىگويد : قارچ يا « كَمْء » كه مفرد غير قياسى « كمأة » است گياهى شناخته‌شده است . طبيبان گفته‌اند : نه ريشه‌اى دارد و نه برگى ، و رنگ آن ، به قرمز متمايل است . در فصل بهار و به هنگام فراوانى برف و يخ ، ديده مىشود . آن را پخته و خام مىخورند . قارچ داراى گونه‌هايى با نام‌هاى مختلف است : يكى از انواع آن را « فطر » گويند . در قاموس آمده است : « فطر ( با ضمّه فاء يا به ضمّه فاء و طا ) نوعى كشنده از قارچ است » . ابن بيطار به نقل از ديسكوريدس گفته است : « برخى از انواع فطر ، قابل خوردن هستند و برخى ديگر از انواع آن ، قابل خوردن نيستند و كشنده‌اند ، از آن روى كه در نزديكى ميخ‌هاى زنگ‌زده يا پارچه‌اى متعفّن ، يا لانه‌هاى برخى از درندگان زيان‌رسان و يا نزديك برخى درختان ( كه خاصيّت آنها مسموميت‌بخشى به فطر ، در صورت روييدن در نزديكى آنهاست ) روييده‌اند . ممكن است اين نوع از فطر ، پوشش لغزنده و مرطوب داشته باشد و چون اين پوشش ، برداشته و اين نوع از قارچ در جايى نهاده شود ، بسيار زود فاسد مىشود و بو مىگيرد . امّا نوع ديگر از همين قارچ ، در آب‌گوشت استفاده مىشود . خوش‌مزه است و در صورتى كه از آن زياد مصرف شود ، زيان مىرساند و از آن ، نوعى احساس خفگى و بدگوارى پديد مىآيد » . جالينوس نيز گفته است : « نيروى فطر ، نيرويى سرد و بسيار مرطوب است و از همين روى به داروهاى كشنده ، نزديك است و چيزى در آن وجود دارد كه مىكشد ، بويژه در آن انواعى كه در نهاد آنها چيزى از عفونت درآميخته است » . يكى ديگر از انواع آن ، « فَقْع » است . فيروزآبادى در اين باره گفته است : « فقع ( با فتحه فاء و كسره آن ) قارچ سفيد و نرم است و جمع آن بر وزن عِنَبَه است » . ابن بيطار گفته است : « چيزى است كه در زير زمين و نزديك آب‌ها شكل مىگيرد . دايره‌اى و سفيد و بزرگ‌تر از كمأة ( قارچ دنبلان ) است و در روى زمين نيز ديده مىشود . چتر هر يك از اين قارچ‌ها داراى سه يا چهار پاره است ، هر چند كه اين پاره‌ها به همديگر چسبيده‌اند . اين قارچ از فطر ، سالم‌تر است و بر خلاف فطر ، چيزى كشنده در آن وجود ندارد و طبع آن سرد ، مرطوب و غليظ است . برخى از همين انواع را در فارسى ، كشنج يا گل‌كنده نامند . در ماسه‌زار مىرويد و در خراسان و ماوراء النهر ، بيشتر ديده مىشود . گفته‌اند : مست‌كننده است . درون‌تهى است و رطوبت آن ، هم‌اندازه يك گردوى بزرگ است . همچنين گفته‌اند : اين نوع نيز سرد و غليظ و داراى گوارشى كُند است » . يكى ديگر از انواع قارچ ، « غرشنه » است . ابن بيطار گفته است : اين نوع ، در سرزمين بيت المقدس بسيار است و آنجا با نام « كرشته » شناخته مىشود . ابن سينا گفته است : « اين خود يكى از انواع : كمأة و فطر است . شكلى همانند يك كاسه كوچك دارد ، مايه تبسّم و تشنّج است ، و در هنگام لمس ، نرم احساس مىشود . جامه را با آن مىشويند و آن را همراه با چيزهاى ترش مىخورند » . ابن بيطار به نقل از برخى ، درباره قارچ آورده است : قارچ سرخ ، كشنده است . خوش‌مزه‌ترين قارچ‌ها نيز قارچى است كه نرم‌تر و به رنگ سفيد ، متمايل‌تر باشد . نوع خال‌خال و سست آن ، كاملًا نامرغوب است و در معده گرم ، بسيار مفيد است . اگر به دليل زياد خوردن از آن يا به دليل ضعف معده ، هضم نشود ، مانده آن در دستگاه گوارش ، بسيار غليظ مىگردد و دردهايى را در قسمت‌هاى تحتانىِ پشت و سينه بر جاى مىگذارد . از ابن ماسه نقل شده كه در اين باره گفته است : سرد و مرطوب و در درجه دوم است . از مسيح عليه السلام نقل شده است : اگر خورده شود ، انسداد پديد مىآورد ؛ امّا اگر با آن سرمه كشيده شود ، ديده را جلا مىدهد . از غافقى در اين باره چنين نقل شده است : يكى از خواصّ قارچ ، آن است كه اگر كسى آن را بخورد و در حالى كه هنوز اين قارچ در معده وى است ، گزنده‌اى او را نيش بزند ، از آن نيش مىميرد و هيچ دارويى او را سود نمىافتد ؛ امّا آب قارچ ، يكى از بهترين درمان‌هاى چشم است ، البتّه در صورتى كه به سنگ سرمه ماليده و آن‌گاه با آن ، سرمه كشيده شود . اين كار ، مژه‌ها را تقويت مىكند و حسّ بينايى را توان و دقّت مىافزايد و آب‌ريزش را از چشم ، دور مىكند ( بحار الأنوار : ج 66 ص 232 ) .