فصل چهل و دوّم : عُنّاب
1896 . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عُنّاب « 1 » ، تب را مىبرد .
1897 . مكارم الأخلاق به نقل از ابو الحُصَين : چشمانم سفيد شده بود و چيزى نمىديدم . امير مؤمنان را در خواب ديدم و گفتم : سَرورم ! چشمانم به وضعى كه مىبينى ، درآمده است .
فرمود : « عنّاب را نرم كن و با آن ، سرمه بكش » .
من ، عنّاب را همراه با هستهاش نرم كردم و با آن ، سرمه كشيدم و در پى آن ، تاريكى از چشمانم رخت بربست و ديدم كه چشمانم سالم است .
1898 . امام صادق عليه السلام : برترى عنّاب بر ديگر ميوهها ، بهسان برترى ما بر ديگر مردمان است .
هامش
( 1 ) عُنّاب ، درختى است مشهور ، و چنان كه ادّعا كردهاند ، برگ آن براى چشمدردهاى گرم ، سودمند است و ميوهاش نيز رطوبت را از خون مىگيرد . حتّى گفتهاند كه دست زدن به عنّاب نيز همين اثر را دارد . از همين روى ، هرگاه بخواهند آن را از شهرى به شهر ديگر ببرند ، هر روز ، آن را بر پشت يك مَركَب مىنهند تا يك مركب ، به تنهايى آن را حمل نكند و خونش خشك نشود .
جالينوس ، درباره آن گفته است :
خون را خشك نمىكند . تنها بر غلظت آن مىافزايد .
ابن بيطار ، به نقل از مسيح عليه السلام آورده است :
گرم و مرطوب و در ميانه درجه نخست است و در آن ، حرارت ، بيش از رطوبت است . چون خودِ عنّاب يا آبش خورده شود ، خلطى خوب مىآورد . اين ميوه ، همچنين ، تندى و سوزندگى خون را تسكين مىدهد و براى سرفه ، نفَستنگى ، درد كليه و مثانه و درد سينه ، سودمند است . نوع برگزيده آن ، عُنّابى است كه هستهاش نيز بزرگ باشد . اگر پيش از غذا خورده شود ، مناسبتر است .