1798 . امام كاظم عليه السلام : سه چيز است كه هيچ زيانى ندارد : انگور رازقى ، نيشكر و سيب لبنانى . « 1 »
ر . ك : ج 1 ، ص 341 ( آنچه براى درمان سرفه ، سودمند است ) .
32 / 2 خواصّ شكر طَبَرزَد
1799 . امام رضا عليه السلام : شكرِ طبرزد « 2 » ، بلغم را بهكلّى از ميان مىبرد .
هامش
( 1 ) در المحاسن و مكارم الأخلاق ، واژه « لبنانى » نيامده است .
ناگفته نماند كه علّامه مجلسى لبنان را كوهى در شام دانسته است ( ر . ك : بحار الأنوار : ج 66 ، ص 147 ) .
( 2 ) [ فيروزآبادى ] در القاموس گفته است : « سُكَّر ، معرَّب واژه " شِكَر " پارسى است و اسم واحد آن را سُكَّره گويند . خرماى خوب يا انگورى را كه آبى بِدان هست و در نتيجه فرو مىپاشد كه خود ، از بهترين انواع شكرينه است نيز شكر گويند » .
در المصباح هم آمده است : « شِكر ، چيزى شناختهشده است . برخى گفتهاند : نخستين بار ، شِكر در طبرزد ، ساخته شد و از همين روى ، شكر طبرزدى گفته مىشود » .
صاحب المصباح ، همچنين افزوده است : « طبرزد ( بر وزن سَفَرجَل ) واژهاى معرَّب است و سه تلفّظ دارد : به حرف دال ( طبرزد ) ، به حرف نون ( طبرزن ) و به حرف لام ( طبرزل ) . ازهرى ، تلفّظ نون و لام را روايت كرده ؛ امّا تلفّظ به دال را روايت نكرده است » .
ابن جواليقى گفته است : « اصل پارسىِ اين واژه ، تبرزد بوده است ، يعنى آنچه از اطراف ، با تبر ، تراشيده شده است . بنا بر اين ، طبرزد ، صفتى است كه در اعراب ، از واژه « سُكّر » تبعيّت مىكند . برخى از عالمان هم گفتهاند : طبرزد ، همان شِكر بلوچ است » .
در بحر الجواهر نيز آمده است : « ابلوج به معناى شكر سفيد است » .
ابن بيطار نيز گفته است : « طبرزد ، معرَّب است ، به معناى چيزى سخت ، نه سست و نرم » .
او همچنين افزوده است : « نمك طبرزد ، نمكى است سخت كه داراى شفافيّت نيست » .
[ علّامه مجلسى در ادامه مىگويد : ] مىگويم : « از برخى از سخنان عالمان ، چنين برمىآيد كه مقصود از طبرزد ، همان چيزى است كه به نبات ، ناموَر شده است ؛ امّا از بيشتر سخنان عالمان ، اين گونه به دست مىآيد كه مقصود ، همان قند است » .
بغدادى نيز در الجامع خويش گفته است : « شكر در اوايل ، خشك ، و در نخست ، مرطوب است . ممكن است تلخه را تصفيه كند . گونههاى مختلفى از آن ، ساخته مىشود كه روشنترين ، شفّافترين و پاكيزهترينِ آنها را در اصطلاح ، نبات گويند . نوع پايينتر را كه تيرهرنگ ، خشنتر و پاكيزه ، امّا غير شفاف است ، ابلوج گويند . نوع پايينتر را كه شيره باشد ، قلم نامند ؛ زيرا به صورت رشتههاى دراز به مانند انگشت ، ساخته مىشود .
نبات ، كمترين حرارت را مىطلبد ، پس از آن ، ابلوج ، پس از آن ، قلم ، و پس از آن ، شيره پخته .
لطيفترينِ انواع شكر نيز همان نبات است ، در درجه بعد ، ابلوج ، و فروتر از آن ، قلمى كه سفيدىِ كمترى داشته باشد . نوع سخت همين ابلوج را طبرزد مىنامند » .