تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه احاديث پزشكى (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧

فصل چهارم : بادروج ( حَوك )

1507 . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : حَوك « 1 » ، سبزى پيامبران است . گويا مىبينم كه در بهشت روييده است . 1508 . امام على عليه السلام : پيامبر خدا به بادروج نگريست و فرمود : « اين ، حوك است . گويا كه رستنگاه آن را در بهشت مىنگرم » . 1509 . امام على عليه السلام : نزد پيامبر خدا از حَوك كه همان بادروج است سخن به ميان آوردند . فرمود : « سبزى من و سبزى پيامبران پيش از من است و من ، آن را دوست دارم و مىخورم » .
هامش
( 1 ) اين گياه ، نام‌هاى بسيار زيادى دارد و ما در اين جا به بخشى از آنها اشاره مىكنيم و از لغت‌نامه دهخدا شرح مختصرى درباره آنها مىآوريم و براى توضيح بيشتر ، خوانندگان محترم را به نشانىهاى كتاب مذكور كه در زير خواهيم آورد ، ارجاع مىدهيم : لغت‌نامه مذكور ، در لغت « باذروج » آورده : گياهى معطّر [ است ] و بادروج ، ريحان كوهى ، بادرنجبويه ، بارنگ ، حوك ، ريحان جبلى ، باذروق ، باذرو [ ، نام‌هاى ديگر آن است ] . در « باذرو » آورده : همان بادرو باشد ؛ باذروج . در « باذرنجبويه » آورده : بادرنگبويه باشد ؛ بادرنجبويه ( لغت‌نامه دهخدا : ج 3 ص 3451 ) . همچنين در لغت « حوك » مىنويسد : بادروچ كه ريحان كوهى باشد ؛ بورنگ ، باذروج و آن هبق است . پادرو ، بارنگ‌بويه ، بادرنگ‌بويه . سبزى [ اى ] است مثل سپرغم كه آن را بونيك گويند و نازبو نيز نامند ( لغت‌نامه دهخدا : ج 6 ص 8114 ) . در « بادرنبويه » آورده : يك قسم ريحان است كه معرَّب آن ، بادرنجبويه است . در « بادرنجبويه » هم مىنويسد : معرَّب بادرنگبويه است ( لغت‌نامه دهخدا : ج 3 ص 3419 ) . در كلمه « بادرنگبويه » آورده : گياهى است خوش‌بوى و از جمله رياحين و آن را بادرود و بادرونه نيز گفته‌اند و مُهلِك عقرب است و دافع سم و آن ، امراض سوداوى و بلغمى را نافع است ( لغت‌نامه دهخدا : ص 3420 ) . و در « بادرو » هم آورده است : ريحانى است كه آن را بادرنجبويه گويند . تره خراسانى كه ريحان كوهى نيز گويند و باذروج ، معرَّب آن است ( لغت‌نامه دهخدا : ص 3421 ) .
دانشنامه احاديث پزشكى (فارسى) — صفحة 197 | محمد الريشهري