1419 . المحاسن به نقل از محمّد بن مثنّى يا كسى ديگر ، در حديثى كه سند آن را به معصوم رسانده است : اگر همراه كسى بودى و خواستى چند ميوه را با هم بخورى ، او را به اين خواستْ آگاه كن .
بيان
ظاهر سه حديث اخير ، نشان مىدهد كه نهى از خوردن دو ميوه با هم ، يك ادب اجتماعى است ، نه يك توصيه طبّى ، و مراعات اين ادب ، هنگامى لازم است كه دو نفر بخواهند با همديگر ميوه بخورند و ميوه به اندازه كافى وجود نداشته باشد . « 1 »
بديهى است كه اگر ديگرى در آن ميوه شريك باشد ، مراعات حقّ او ، يك ادب وجوبى و اگر شريك نباشد ، ادبى استحبابى است .
بنا بر اين بهنظر مىرسد كه حمل سه حديث اوّل بر همين معنا ، اولىاست ، هر چند كه با ظاهر آنها ( نهى از خوردن دو نوع ميوه با هم ) مخالف است ؛ چرا كه سند معتبرى ندارند ، مگر اينكه با آزمايش علمى مشخّص شود كه خوردن دو نوع ميوه با هم ، زيانآور است .
هامش
( 1 ) در النهايهء ابن اثير ( ج 4 ص 52 ) آمده است : از همين قبيل است حديثى كه مىگويد : « ايشان از خوردن چند ميوه با هم نهى فرمود ، مگر آنكه هر كسى از همراه خود اجازه بخواهد » . در احاديث ، واژه « قِران » و گاه واژه « اقران » روايت شده ، كه روايت نخست ، درستتر است و آن ، بدين معناست كه شخص ، خرما را دوتا دوتا با هم بخورد . پيامبر صلى الله عليه و آله از آن روى از چنين كارى نهى فرموده كه كارى آزمندانه و موجب ناديده انگاشتن حقّ فرد يا افراد همراه و همسفره و يا موجب ضرر و زيان آنان مىشود .
و نيز گفته شده است : پيامبر صلى الله عليه و آله از آن روى از اين كار نهى فرموده كه مردم در سختى زندگى مىكردند و غذاى كمى در اختيار داشتند و در چنين وضعى ، با اندك ، روزگار مىگذراندند . بنا بر اين ، چون براى خوردن غذايى گرد هم مىآمدند ، برخى خود را بر ديگران مقدّم مىداشتند و در اين ميان ، امكان داشت كسانى كه گرسنهترند ، دو تا دوتا خرما بردارند يا لقمههاى بزرگ برگيرند . بدين سبب ، مردم را چنين راهنمايى فرمود كه براى اين كار ، اجازه بگيرند تا ديگران رضايت داشته باشند .
از همين قبيل است حديث جبله ، كه در آن مىگويد : « در جمع هيئت عراقيان در مدينه بوديم و ابن زبير به ما خوراك خرما مىداد . گاه ابن عمر از كنار ما مىگذشت و مىگفت : خرماها را دوتا دوتا مخوريد ، مگر آنكه هر كس از برادر خويش اجازه بگيرد » .
اين ، بدان سبب بود كه آنان بر آن خرما ملكيّتى مشترك داشتند و چنين كارى از سوى هر يك از آنان ، موجب ضرر و زيان بر ديگرى بود .
همانند اين حديث ، درباره اصحاب صُفّه نيز ( از ابو هريره ) روايت شده است ( ر . ك : بحار الأنوار : ج 66 ص 120 122 ) .