نگر در صنع صورت آفرينت * به حسن طلعت و نقش جبينت
ازين صورت كه يكسر آفرين است * چه خواهد آنكه صورت آفرين است
مادّى و إلهى هردو قائلاند كه تاروپود كلمات وجودى طبيعى در حركت و جنب و جوش است ؛ اقتضاى حركت گسيختن و پاشيدن و منشرح شدن است ، حافظ اين وحدت صنع و صورت هريك از موجودات طبيعى كيست ؟ ! انسانهاى إلهى مىفرمايند : ما در طبيعت خدا مىبينيم ، راست است زيرا كه :
هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ
« 1 » و گرنه كى باورش مىشود كه در آن كارخانه صنع إلهى بنام رحم ، ماء دافق تخطيط و تشكيل و تصوير شود و صورتى اينچنين پديد آيد ؟ !
بيا اندر طبيعت بين خدا را * پديد آرنده ارض و سما را
در اين باغ طبيعت اى دل آگاه * ز هر شاخى شنو انّى انا اللّه
در اين باغ دلآرا يك ورق نيست * كه تاروپودش از آيات حق نيست
اى خوش آن فرزندى كه در زهدان و دامان پاك و از پستان پاك پرورده شده است . خداوند درجات شهداى ما را متعالى
هامش
( 1 ) . آل عمران / 6