فصل اول
كلمات لغت عرب بر سه قسماند : اسم و فعل و حرف ، زيرا كه كلمه يا در دلالت خود بر معنى مستقل است يا نيست بلكه محض رابطه است و معنى آن بانضمام كلمات ديگر مفهوم مىشود اين قسم را حرف گويند ؛ و آن كه مستقل است اگر معنى آن با زمان معتبر است فعل باشد و گرنه اسم . تصريف در فعل بسيار است و در اسم اندك و در حرف هيچ نباشد .
فصل دوم
هر يك از اسم و فعل بر دو قسماند : مجرّد و مزيد فيه . مجرد آنست كه همه حروف آن اصلى باشند ، و مزيد فيه آن كه بجز از اصلى حروف ديگر نيز در آن باشند .
اسم مجرد بر سه قسم است : ثلاثى و رباعى و خماسى . اگر اسمى دو حرفى در لغت عرب يافت شود از حروف اصلى آن حرفى حذف شده است مانند « يد » كه در اصل « يدى » است ، و « دم » كه اصل آن « دمو » است ، و « حر » كه اصل آن « حرح » است . و نيز اگر بيش از پنج حرف باشد حروف زياده از اصل در آن است مانند عندليب » .
اسم ثلاثى مجرد برده هيئت بود و بيش از آن نيامد چون فلس ، فرس ، كتف ، عضد ، حبر ، عنب ، قفل ، صرد ، عنق ، ابل . همه اسماء ثلاثى بايد به يكى از اين ده صورت باشند .
اسم رباعى مجرّد را پنج هيئت بود : جعفر ، درهم ، برثن ، زبرج ، قمطر .
اسم خماسى مجرد را چهار صورت است : سفرجل ، جحمرش ، قرطعب ، قذعمل .
مزيد فيه ثلاثى در تثنيه و جمع و تصغير و نسبت و غيرها بسيار است ، ولى مزيد فيه رباعى بويژه خماسى بغايت اندك است زيرا كه بر اثر كثرت بناء اصلى