تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
اين چهار و پيرو آئينشان * بينشان اندر هلاكت بىنشان
پنجمى را قائد او حيدر است * اين نه از من از خداى اكبر است
« اى گروه شيعيان شادى كنيد * همچو سرو و سوسن آزادى كنيد »
حميرى باشد ثناگوى شما * گرچه بند از بند او گردد جدا
بر نبىّ و حيدر داماد او * رحمت حق باد تا ميعاد او
از حسن دارى خبر اى كردگار * كو محبّ احمد است و هشت و چار
نى به تقليد است بل دارد يقين * رستگارى نيست اندر غير اين
در ازل شد با على پيوند او * گر جدا سازند بند از بند او

كلمه 502

در اصطلاح علم متعالى عرفان كه در حقيقت تفسير انفسى قرآن كريم است ، دو واژه « كون ، و كون جامع » را أهميت بسزا است . علّامه قيصرى در آغاز شرح فصّ آدمى فصوص الحكم « ط 1 ، چاپ سنگى - ص 62 ) در بيان آن دو فرموده است : « الكون فى اصطلاح هذه الطائفة عبارة عن وجود العالم من حيث هو عالم لا من حيث إنه حق ، و ان كان مرادفا للوجود المطلق عند أهل النظر ؛ و الكون الجامع هو الانسان الكامل المسمى بآدم ، و غيره ليس له هذه القابلية و الاستعداد . انسان كامل را به اسامى گوناگون اسم مىبرند و هر اسم اشارتى به شأنى از شئون آن دارد ؛ علاوه اينكه در كلمه شريف « جامع » نكته‌اى دقيق و لطيف است ، و آن اينكه اسم جامع كه در السنه اكابر و مشايخ علماى حروف و عارفان باللّه دائر و سائر است در آن سرّى است و آن اين كه عدد « ج ا م ع » يكصد و چهارده است كه مساوى با عدد سوره‌هاى قرآن است ، و قرآن صورت كتبيه انسان كامل است ، چنان كه قرآن كونى عينى - يعنى صورت عينى نظام وجود - صورت عينيه انسان كامل است ، و كون جامع قرآن ناطق است كه به همه مقامات و معارج و مدارج
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 377 | حسن حسن زاده آملى