اصل 25
و ديگر از آن اصول اين كه از نظير برخى از وقايع ياد شده مانند واقعه ششم فصل سوم ، تكامل برزخى نفس ناطقه انسانى دانسته مىشود . نكته 637 كتاب ما هزار و يك نكته در اين اصل اصيل بسيار مهم - اعنى در تكامل برزخى - است .
خواننده گرامى را بدان جا ارجاع مىدهيم . و الله سبحانه فتّاح القلوب و منّاح الغيوب .
اصل 26
و ديگر از آن اصول اين كه از آنچه تقديم داشتهايم تفسير واقعى بسيارى از آيات و روايات دانسته مىشود . مثلا قوله ( سبحانه ) :
قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ
( سوره هود ، آيه 46 ) صريح است كه جزا نفس عمل است و عمل عين شخص است و هر كس به ادراكات و افكار و اقوال و اعمالش سازنده خود است ، و مدركات او عين هويّت و ذات او مىگردند ، و ملكاتش متن گوهر نفس ناطقه او مىشوند . پس كريمه ياد شده مىفرمايد : آن فرزند ناصالح عمل غير صالح است . و تقدير كلمه ذو كه « انه ذو عمل غير صالح » ، و هم است . و قرائت حفص و ابو بكر بن عياش كه راويان عاصماند و قرائت امام امير المؤمنين عليه السّلام است
إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ
به فتح ميم و تنوين لام و رفع غير است ، و قرائت عمل به صورت فعل و نصب غير ، مرجوح است . به عين 62 عيون مسائل النفس و شرح آن رجوع شود ( ط 1 ، ص 783 ) .
و مثلا قوله ( سبحانه ) :
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها . . .
كه در اصل دهم گفته آمد .
و مثلا قوله ( سبحانه ) :
وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ
( سوره زخرف ، آيه 46 ) كه نصّ صريح است بر اين كه انسان كامل را تمكّن آن است كه در عوالم سير كند و از خود انبياى سلف بپرسد ، و هيچ حاجت به تقدير مضاف نيست كه در تفسير آن گفتهاند : « أى و اسئل أمم من ارسلنا » .