گويى شخصى در كمال حسن و بهاء در برابر ايستاده و كلامى شيوا القا مىكند ، به تفصيلى كه در شرح فصّ سى و سوم و سى چهارم و پنجاه و هفتم فصوص معلّم ثانى فارابى - به نام نصوص الحكم بر فصوص الحكم - تقرير و تحرير كردهايم .
آن كه در صدر اين اصل گفتهايم : « كار خيال اين است كه در سير نزولى معانى را صورت و شكل مىدهد » بدين نظر است كه در سير صعودى اول ماديات مدرك مىشوند و بعد از آن متخيّل مىشوند و بعد از آن معقول مىگردند ، و لكن در سير نزولى اول مجردات و معانى معقول مىشوند و پس از آن متخيّل مىشوند و سپس در حس مشترك محسوس مىگردند .
مطلب مدهش عقول در كار قوه خيال علاوه بر تصوير و تشكيل معانى ، اين است كه در نوم و يقظه هر معنى را به صورتى خاص مناسب آن شكل مىدهد ، سؤال پيش مىآيد كه بدين مناسبت بين صورت و معنى چگونه آگاهى كسب مىكند ؟
خيال اگرچه شأنى از شؤون نفس است و لكن علم و معرفت خود نفس به مناسبت بين معنى و صورت خاصّ بدان به چه نحو حاصل مىشود ؟
مىدانيم كه حق ( سبحانه ) مجسّم اجسام و مصوّر صور است ( بحار ، ط بيروت ، ج 3 ، ص 268 ) ، و نفس ناطقه انسانى در ذات و صفات و افعالش مظهر اتمّ اوست ، و با نيل به توحيد صمدى به فهم اين سرّ مستسر - اعنى به فهم تصوير قوه خيال ذوات مجرده و معانى را ، و به فهم وجه مناسبت بين معنى و صورت - نزديك مىشويم ، فتدبّر .
جناب شيخ اجل ابو على سينا در فصل بيستم نمط دهم اشارات فرمايد :
تنبيه : إنّ القوة المتخيلة جبلت محاكية لكلّ مايليها من هيئة إدراكية أو هيئة مزاجيّة سريعة التنقّل من الشيء إلى شبهه أو ضدّه ، و بالجملة إلى ما هو منه بسبب ، و للتخصيص أسباب جزئية لا محالة و إن لم نحصّلها نحن بأعينها . . . .
ترجمه : « تنبيه - : جبلّت و سرشت قوّت متخيله آن است كى چيزها را حكايت كند از هيأتها كى اندر يافته باشد ، يا از هيأت مزاج و زود انتقال كند از چيزى به مانند آن
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 290
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٢٩٠