كه فهم بشر از ادراك كنه آن قاصر و عاجز است ، و با جستجوها و كاوشها در قرون متمادى به پارهاى از احكام آنها آگاه مىگردد ؛ چنان كه فرمودند : « الحكمة هي العلم بأحوال أعيان الموجودات على ما هي عليه في نفس الأمر به قدر الطاقة البشرية » . حال كه دانستيم قطبين مغناطيسى زمين با قطبين جغرافيايى آن منطبق نيستند ، در تصوير زاويهء انحراف مغناطيسى گوييم :
در اين شكل فرض شود :
ا قطب شمال جغرافيايى ب قطب شمال مغناطيسى ( كه بنابر قاعدهء جذب و دفع ، قطبهاى مغناطيسى قطب جنوب مغناطيسى زمين است )
ح قطب جنوب جغرافيايى د قطب جنوب مغناطيسى ( كه بنابر قاعدهء ياد شده ، قطب شمال مغناطيسى زمين است )
و هر يك از ه ، و عقربههاى مغناطيسى قطبنما كه در جهت قطب مغناطيسى قرار گرفتهاند .
و هر يك از دو زاويه - ا ه ب - ا و ب - زاويه انحراف مغناطيسى دو نقطه - ه ، و - است .
و دانسته شده است كه انحراف مغناطيسى در جايى شرقى و در جايى غربى و در جايى صفر است كه انحراف منتفى است و لاجرم دو خط - ا ه ، ب ه - با هم منطبق و متحد خواهند بود . و - ح ط - محور مغناطيسى ، و - ر ى - محور چرخش مغناطيسى .
اين زاويهء انحراف در هر نقطهاى بر روى زمين مشخّص شده است ، و با توجّه و آگاهى به اندازهء زاويه انحراف مغناطيسى ، امتداد شمال و جنوب جغرافيايى را
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 366
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٣٦٦