مخاطب قرار داده مىگويد :
كوچكترين برگ از درختان كه به واسطهء باد حركت مىكند جزئى از توست و پستترين كرمى كه در قبرها ساكن و از بدن مردگان تغذيه مىكند در حيات سرمدى با تو شريك است .
و نيز گفته است :
آن روحى كه در تمام امكنه هست و هر موجودى به سبب آن زندهاند ، خداست .
و نيز « هينهء » آلمانى مىگويد :
« وحدت وجود ، دين اهل مملكت آلمان است ولى در باطن آنها مختفى است » و گفته است كه : « خدا و عالم يكى است و در نبات به يك نوع زندگى تجلى نموده ( او آن جذب است نه تنبّه ) و در حيوان به نوعى ديگر تجلى كرده و حيات او شبيه به حيات شخص خواب است و حس مىكند كه وجود دارد ، آنگاه تجلى بزرگتر در انسان نمود كه او شعور و فكر دارد . خداوند در انسان ، مدرك ذات خود ، ظهور نموده است » .
و ديگرى گفته است :
خدايى كه به هيچ حد محدود نمىشود و عالم يك چيزند ، اما كسانى كه گمان مىكنند موجودى خارج از موجودات است او را محدود نمودهاند . خدا نه فقط سازنده و محرك اول عالم بلكه روح عالم است .
و از كسانى كه معتقد به عقيده سپينوزاى هلندى هستند « لسّينگ » و « هردر » و « شيلرماخر » و « شيلر » را شمردهاند .
يك نفر انگليسى بسيار نيكو در لفظى مختصر اصل عقيده و دليل آن را گنجانيد مىگويد :
اگر چيزى غير خدا موجود باشد ، او محدود خواهد شد و در تمام امكنه نخواهد بود و قادر بر همه چيز نمىباشد .
و در بيان مذهب سپينوزا گفته است كه :
در عالم يك موجود است و آن خداست و خدا مطلق است و محدود نيست و
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 319
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٣١٩