لَلَّذِي بِبَكَّةَ
« 1 » است ، و هرولهء اعيان و اكابر و خضوع سلاطين و برهنگى ثروتمندان و تساوى وضيع و شريف در حضور خداوند و مشاهده اختلاف ملل و امم و تحصيل علم و فوايد ديگر كه تمام جزء تكميل انسانى است و به واسطهء حركت حاصل آيد . و غير از اين ، سفر تجارت و سفر زيارت شرعا مستحب است . از امير المؤمنين عليه السّلام منقول است :
تغرّب عن الأوطان في طلب العلى * و سافر ففي الأسفار خمس فوائد :
تفرّج همّ و اكتساب معيشة * و علم و آداب و صحبة ماجد
فإن قيل : في الأسفار ذلّ و غربة * و قطع الفيافي و اكتساب شدائد
فموت الفتى خير له من مقامه * بدار هوان بين واش و حاسد « 2 »
* * *
درخت اگر متحرّك شدى ز جاى به جاى * نه جور ارّه كشيدى و نه جفاى طبر
فرنگيها زياد اهميت مىدهند كه وسايل مسافرت آسان باشد . زحمتها مىكشند ، راهها مىسازند ، طرق را امن مىكنند ، خط آهن مىكشند ، اتومبيل و كشتى و طياره اختراع مىكنند . اگر مسافرت نباشد چطور علوم و احكام به ما مىرسد ؟ مثلا علما در نجف يا قم يا طهران هستند بايد اهل مازندران مسافرت كنند بيايند در طهران خداشناسى و اصول دين ياد بگيرند يا بروند در نجف فروع دين را تحصيل كنند ، و به وطن خود بروند از علوم خود براى مردم بگويند و احكام را از اين طرف به آن طرف ببرند . علماى سابق هم احاديث پيغمبر و ائمه را همين طور نقل كرده ، چنان كه صدوق در عيون و كتب ديگرش مىنويسد كه اين حديث را از فلان استادم در شهر نيشابور شنيدم ، آن حديث ديگر را از استاد ديگر در قم ، آن يكى در بغداد ، در بعلبك ، در شام ، و غير ذلك كه معلوم مىشود اين
هامش
( 1 ) - آل عمران ( 3 ) : 96 .
( 2 ) - ديوان منسوب به امام امير المؤمنين ( عليه السلام ) ص 192 ، چاپ اسوه .