تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
دهد و دو مرتبه مخفى شود . « و بها امتنع عن نظر العيون » اين مبحثى است كه بين شيعه و سنى اختلاف است ؛ چون سنّىها گمان كرده‌اند كه در قيامت با اينكه خداوند جسم نيست مىتوان او را ديد و ائمّه عليهم السّلام اين عقيده را باطل نموده ، و به تفصيل در كتب احاديث ما مثل توحيد و اصول كافى وارد شده است . مثلا در حديثى وارد است كه : ابو قرّهء محدّث اجازه گرفته وارد بر حضرت رضا شد و از احكام بسيار پرسيد تا سؤالش به توحيد رسيد . ابو قرّه گفت ما در حديث روايت مىكنيم كه خداوند كلام و رؤيت را بين دو پيغمبر تقسيم كرده كلام را تخصيص به موسى عليه السّلام داد و رؤيت را به خاتم انبيا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . حضرت فرمود پس كه از خدا بر مردم تبليغ كرد
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ
« 1 » و
لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً
« 2 » و
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
« 3 » مگر نه همين پيغمبر بود ؟ ابو قرّه گفت : بلى . فرمود : چگونه مىشود كسى بيايد و به مردم خبر دهد كه از جانب خدا آمده به امر الهى و
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ
« 4 » بعد بگويد : من او را به چشم خود و به صورت بشر ديدم ! شما حيا نمىكنيد . زنادقه چنين نسبتى نمىتوانند به او بدهند كه از طرف خدا مطلبى آورده و از طرف خود ضدّ آن را بفرمايد . ابو قرّه گفت : پس چطور خداوند مىفرمايد :
وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى
« 5 » حضرت فرمود : بعد از اين آيه كه
ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى
« 6 » يعنى « ما كذب فؤاد محمّد ما رأت عيناه » ، خبر داده است به آنچه ديده كه
لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى
« 7 » و آيات خدا غير خود خداست « 8 » . . . .
هامش
( 1 ) - انعام ( 6 ) : 103 . ( 2 ) - طه ( 20 ) : 110 . ( 3 ) - شورى ( 42 ) : 11 . ( 4 ) - انعام ( 6 ) : 103 . ( 5 ) - نجم ( 53 ) : 13 . ( 6 ) - نجم ( 53 ) : 11 . ( 7 ) - نجم ( 53 ) : 18 . ( 8 ) - توحيد ، ص 110 - 112 ، باب ما جاء في الرؤية ، ح 9 .