مشابه اين واقعه را حضرت استاد علامه طباطبائى براى ما حكايت فرمود و گفت :
با آقاى كربن فرانسوى و تنى چند از دانشمندان ديگر در تهران جلسه گفتوشنود علمى داشتيم ؛ روزى در آن جلسه مهمانى فرانسوى بر ما وارد شد ، مردى فاضل بود و سؤالاتى حساب شده مىكرد ، اظهار داشت كه من از مطالعه در كتب ملل و نحل به اسلام رسيدهام و از اسلام به شيعه اثنا عشرى ، و من مسلمانى از اماميه اثنا عشرى هستم ، و حتى به سرّ شيعه ايمان و اعتقاد دارم . از مترجم پرسيدم مرادش از سرّ شيعه چيست ؟ گفت : حضرت بقية الله قائم آل محمد .
اين دانشمند فرانسوى به نور عقل و منطق برهان به اسلام واقعى رسيده است .
اسلام دين فطرى است ، دين منطق و برهان است . قرآن و عرفان و برهان از هم جدايى ندارند . همّتى بايد تا به اسرار آيات و روايات نايل آمد ، اين اسرار به دست آحاد زبان فهم باز مىشود . خود قرآن كريم مىفرمايد :
تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ
« 1 » . صورت و امثال براى ناس است ، و لبّ و مغز او معناى آن براى عالمون كه اهل تعقّلاند . به گفتار پربار عارف رومى :
اى برادر قصه چون پيمانه است * معنى اندر وى بسان دانه است
دانهء معنى بگيرد مرد عقل * ننگرد پيمانه را گر گشت نقل
الحمد للّه محفل ما حافل علم و عقل است . خداوند سبحان به همه شما شرح صدر عطا بفرمايد . صدق نيّت و جان روحانى شما اين مجمع فرهنگى عرشى را در تجليل و تكريم مقام والاى معلّم ، منعقد نموده است . اوّلين معلّم حق متعال است :
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ .
الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ
انسان را در ميان دو تعليم قرار داد . اوّل و آخر انسان تعليم است . دار ، دار علم و تحصيل معارف و حقايق است . به قول شيخ اجلّ ابو على سينا ( رضوان الله عليه ) در تعليقات : « النفس
هامش
( 1 ) - سورهء عنكبوت .