وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا .
« 1 »
در همان سن كودكى به او مقام نبوت بخشيديم .
حكم ، امر محكم ، استوار و ريشهدار است . پيامبر حرف و فعل و نيتش از همان كودكى استوار و محكم است .
بر همين مبنا ميرزاى قمى در قوانين به دنبال نقل كلام شيخ طوسى در عدة الأصول دراينباره مىفرمايد :
قانون : الحقّ انّ نبيّنا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - قبل البعثة كان متعبّدا و لكن لا بشريعة من قبله من الانبياء « 2 »
پيامبر اكرم ( ص ) كه هنوز مبعوث به رسالت نشده تا دين بياورد ، شيخ طوسى و ميرزاى قمى قدس سرهما چه مىفرمايند ؟ هردو بزرگوار خيلى خوب فرمودند ، درست فرمودند ، منتها بايد درباره اين موضوع بحث شود ، بايد ببينيم اعاظم و مشايخ علماى ما و شيخ طوسى و ميرزاى قمى چه حرفى شنيدهاند كه اين بحث را در عدّه و قوانين آوردهاند ، همه انبياء و اولياء از مشكات وجود حضرتش مستضىء بودند و مىباشند پس نمىشود كه متدين به دين ديگران باشد ، متدين به دين ديگران بودن با خاتميت قابل جمع نيست ، اين اجمالش ، تا به وقتش به تفصيل به عرض برسانيم .
جناب صدوق سهو النّبى نوشت به اين پندار كه اگر پيغمبر سهو نكند ، مردم دربارهء او اعتقاد خدايى پيدا مىكنند ، او سهو كند كه مردم اعتقاد خدايى دربارهاش پيدا نكنند ؟ ! فرمايشى فرموده كه جواب آن را بنده حق ندارم عرض كنم و همان كه شيخ بهايى فرمود كافى است . شيخ بهايى فرمود :
اگر امر داير بشود بين سهو نبى و سهو صدوق ( كه بگوييم صدوق در اين نظر خودش سهو كرده است ) ، صدوق اولى به سهو است .
هامش
( 1 ) - سوره مريم ( 19 ) : 12 .
( 2 ) - قوانين الأصول ، ميرزاى قمى ( تهران ، اسلاميه ، ج 1 ، ص 494 .