عين النفس الناطقة فإنّ العرض خارج عن صميم معروضه فكيف يوجب صعوده و ارتقاءه فافهم .
و قد أجاد العلامة القيصري في شرحه على قول الشيخ الأكبر في خطبة فصوص الحكم : « الحمد للّه منزل الحكم على قلوب الكلم » حيث قال :
و المراد بالكلم هنا اعيان الأنبياء عليهم السلام لذلك أضاف اليها القلوب . و قد يراد بها الأرواح كما قال تعالى : إليه يصعد الكلم الطيب أي الارواح الكاملة . . . ( ص 49 ط 1 چاپ سنگى ) .
كلمهء 278
عارف حسين خوارزمى در ترجمه شرح قيصرى بر فصوص الحكم ، آنجا كه شيخ اكبر در ديباچه گويد : « حتى اكون مترجما لا متحكّما . . . » اين بيت را نقل كرده است :
كانچه حق اندر پس آيينه تلقين مىكند * من همان معنى چو طوطى بر زبان مىآورم
نگارنده اين سطور حسن حسنزاده آملى گويد : براى حرف آموختن طوطى ، او را جلوى آينه به گونهاى كه عكس خود را در آن ببيند قرار مىدهند ، و كسى در پشت آينه حرف مىزند و طوطى به گمانش كه آن حرف از طوطى هم نوع اوست كه در آينه مىباشد و به تدريج از او حرف مىآموزد و به حرف مىآيد .
اين مطلب را عارف رومى در دفتر پنجم مثنوى در ضمن اين عنوان :
تمثيل تلقين شيخ مريدان را ، و پيغمبر امّت را كه ايشان طاقت تلقين حق ندارند و با حق الفت نتوانند چنانكه طوطى با صورت آدمى الفت ندارد كه از او تلقين تواند گرفت ، و حق تعالى شيخ را چون آينه پيش مريد دارد و از عقب آينه تلقين مىكند .
نيكو به نظم درآورده است كه فرمود :
طوطيى در آينه مىبيند او * عكس خود را پيش او آورده رو
در پس آيينه آن استا نهان * حرف مىگويد اديب خوش بيان