از آنچه كه در بيان ليلة القدر تذكر دادهايم دانسته مىشود كه ليلة القدر را به حسب نشأه عنصرى زمانى ، افراد متشابه و متماثل ، در يك سال و يا در يك ماه بوده باشد مثلا در يك ماه مبارك رمضان بحسب اختلاف آفاق شرقيه مثلا هند شبى بيست و سوم ماه مبارك رمضان باشد كه بحسب روايات اهل بيت عصمت و طهارت ليلة القدر است ، و حال اينكه شب قبل آن در يكى از آفاق غربيه آن مثلا ايران شب بيست و سوم ماه مبارك بوده است كه در آفاق ايران رؤيت هلال ماه مبارك يك شب قبل از هند به وقوع پيوسته است كه هر دو شب ليلة القدر است و بحسب آفاق متعدد است به تعدد ظلى و زمانى ، چنان كه هريك از انواع عالم ماده و مدت را وجود متفرد عقلانى است كه باذن الله مدير و مدبّر افراد متكثر عنصرى نوع خود است و همه آنها را در حضانت خود دارد و در شرع مقدس از آن تعبير به ملك موكّل شده است :
لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ
( رعد ، 12 ) .
و بدان كه مراتب نظام هستى را بر تثليث فرمودهاند كه عقل كل و نفس كل و عالم طبيعت بوده باشد و از اين سه عالم به عبارات گوناگون تعبير نمودهاند ، صاحب اسفار در چندين موضع آن بر اين مبنى سخن گفته است و همچنين صاحب فصوص و فتوحات و ديگر از اعاظم علماء و ما در اين مقام به نقل حديثى شريف كه از غرر احاديث مروى از صادق آل محمد صلوات الله عليهم است تبرك مىجوييم و آن اينكه عزيز نسفى در انسان كامل گويد :
اين سخن جعفر صادق است عليه السلام :
إنّ الله تعالى خلق الملك على مثال ملكوته ، و أسّس ملكوته على مثال جبروته ليستدلّ بملكه على ملكوته و بملكوته على جبروته ( ص 180 و ص 375 ) .
پس بدانكه هر مرتبه نازل نظام هستى ، مثال و آئينه مرتبهء عالى آنست و هر صغير و كبير از خزانهاش به وفق اقتضاى هر عالم بدون تجافى تنزل نموده است تا به نشأه شهادت مطلقه رسيده است :
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ
( سجده 6 ) و ليلة القدر را هم بر اين منوال بدان چنان كه يوم الله را ، فتدبّر .