تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧

بيت هفتم قصيده :

در نظر مردمك چون تره زارى سپهر * روشنيش كو كنار تيرگيش پرپهن
درين بيت سپهر را به تره زارى تشبيه نموده كه روشنائى سحر به منزله كوكنار او باشد كه كوكنار خشخاش دانه‌دار است ، و به دانه‌هاى انجم مناسبت دارد ، و تيرگى و سبزى آن را پرپهن گفته كه بحسب معنى لغوى پرپهن ميان زمستان و روزهاى تيره را گويند . هر آينه معنى آن شد : در نظر مردمك تره‌زارى بود فلك كه روشنى در او خشخاش بود و سبزى و تيرگى در او شب گوهرپاش . و در بعضى لغت پرپهن به معنى خرفه آمده است كه تركان به دو سمزاوت مىگويند ، و فى الواقع در اينجا كه صحن فلك را به تره زارى تشبيه نموده پرپهن بدان معنى مناسب مىافتد تا فضلا چه فرمايند .

بيت هشتم قصيده :

پرپهن آسمان راست چو آن طوطيى * كز طرف بچگان باز كند پرپهن
پرپهن تختگاه را نيز گويند و پرپهن دويم كه در آخر اين بيت واقع شده بمعنى پرها پهن نمودن طوطى است . هر آينه معنى بيت آن شد كه تختگاه آسمان در صبحگاه چون طوطى سبز گشته كه به جانب بچّگاه پر را پهن نمايد ، و به تشبيه اضمار بچگان طوطى كواكب خواهند بود يا بيضه‌هاى كواكب كه در زير پر خود گيرد ، و چون كواكب از فلك زاينده شدند مانند شكوفه از درخت هر آينه تشبيه چندان دور نمىنمايد .

بيت نهم قصيده :

قاضى شب را سواد در فرح از حلّه باف * منسى غم را دبير در شطوى خامه زن
بحسب استعاره مىفرمايد سواد قاضى شب در فرح بود از حلّه بافتن روز كه