تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
موجب هلاكت اوست راه پرپيچ و خم است و از اين آيه ، چنان استنباط مىكنيم كه شخص به محض اينكه اقرار به خدا و قيامت و تصديق به رسالت كرد نجات نيافته بلكه بايد هر روز از خدا بخواهد در جزئيات افعال او را به راه حق راهنمايى كند ، زيرا كه مسلمان بعد از اينكه دين حق را يافت در نماز هر روز از خداوند اين مسألت را مىنمايد و اين مسألت راجع به اصل دين نيست بلكه به متابعت آن است در افعال خود . مطلب دهم -
صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ
، به نظر چنان مىرسد كه اين آيه تأكيد آيهء پيش است ، چون البته راه راست راه كسانى است كه خداوند برآنها انعام كرده نه راه مغضوب و نه راه گمراهان و تأكيد دليل بر اهميت مطلب است ، يعنى هدايت به راه راست آن قدر مهم است كه بايد دو مرتبه آن را طلب كرد و بر آن اصرار نمود . چنان كه ما گوئيم ( پادشاه را ديدم پادشاه را ) و لفظ پادشاه را دو مرتبه تكرار مىكنيم تا اهميت اين ديدن معلوم شود و اگر شخص ديگرى را ديده بوديم كه زياد علاقه بديدن او نداشتيم مىگفتيم زيد را ديدم مثلا . بعضى گويند :
الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ
يهودند و
الضَّالِّينَ
نصارى و براين تخصيص دليل معتبرى نيست و حق اين است كه ضالين هم يهود و هم نصارى و هم بت‌پرستان و هم ساير بدعتيهاى منسوب به اسلام را شامل مىشود ، حال اگر به جهالت گمراه باشند و دعوت حق به آنها نرسيده باشد فقط جزء ضالّين‌اند ولى مغضوب خدا نيستند و اگر دعوت حق به آنها رسيده باشد هم مغضوب عليهم‌اند و هم جزء ضالّين ، و فايدهء ذكر اينها آن است كه وقتى انسان به خاطر آورد خداوند بعضى را به واسطهء راه مستقيم و دين حق نعمت بخشيده و بعضى را به واسطهء كفر و طغيان غضب نموده - مانند فرعون و نمرود و قوم هود و صالح - يا بعضى در گمراهى مانده‌اند ، سعى او در متابعت دين حق بيشتر مىشود و ملاحظهء ديگران عبرت است براى ما . مطلب يازدهم - اين سوره را سورهء « حمد » گفته‌اند ، چون در اول آن حمد است و « فاتحة الكتاب » يعنى ابتداى كتاب ناميده‌اند چون اول قرآن اين سوره
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 256 | حسن حسن زاده آملى